پارت بیست :

از این که خودش هم مثل فروزنده فکر کرده باشد، برخود لرزید. سپیده گفت: یه بار آنجلا قسمت عقبی قلعه، ضلع شمالی بازی می‌کرد. یه حادثه‌ای اتفاق افتاد و فوت شد.
رامونا گفت: آقای دکتر می‌گفتن که خیلی از جاهای دیگه ی قلعه مرمت می‌خواد و خطر داره.
سپیده لبخند تلخی زد و پلک‌هایش را روی هم آورد: بله.
رامونا گفت: امیدوارم روحش در آرامش باشه.

سپیده به عکس او خیره شد و گفت: عاشق عروسک ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلاری

    0

    تف تو قبر پدرت فرزونده حق ما رو خوردی نامرد حق یه ایران خوردی سپیده حرومت باشه آره داشتم اینا رو میگفتم یهو ارکیده جفت پا پرید وسط بعد یهو مقتول پیدا شد هیچی دیگه کرک و پرم ریخت

    ۳ ماه پیش
  • برفین

    2

    درست دکتر فروزنده حس اون ادم عوضی تو داستان رو بهم میده ولی واقعا عشقش به سپیده ذو دوست دارم

    ۳ ماه پیش
  • طوفان

    1

    خیلی ایین رمان خفن وایب خیلی خوبی داره مزه این رمان از ۱۲شب به بعده راستی رمان هلگورد vip یا پولی هست کجا بخونمش

    ۳ ماه پیش
  • نسترن

    0

    آخ بیچاره رو حتی خاکش نکردن

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    فقط خواستن زودتر از شرش خلاص شن

    ۳ ماه پیش
  • آتاناز

    1

    تازه دست بیچارمم کندن 🥺

    ۳ ماه پیش
  • کاترینا

    0

    تا میایم یکم به رمان عادت کنیم یه هو ته پارت یه اتفاق پشم ریزون میفته😁❤️

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ایح ایح 😌

    ۳ ماه پیش
  • فیوزپفیوز

    0

    وای شما که گفتین ترسناک نیییست من که زرد کردمممم😭😂 پوشک بیارین برااام

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    بوخودا ترسناک نیست

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    1

    وای😱😢 چه معماهای سخت و ترسناکی! این برزخ از جهنم که بدتره، نیست؟

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    باز هم پیش جهنم لنگ میندازه

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    ولی واقعا خیلی ترسناکه😢

    ۳ ماه پیش
  • زهرابانو

    0

    سلام عزیزم رمان هلگورد رو چطور میتونم بخونم؟

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ان شاالله در همین چند روز آینده توی اپ قرار میگیره😍

    ۳ ماه پیش
  • Ayda

    1

    بنده خدارو خاکش هم نکردن خواستن بندازه تو رودخونه🫠

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    خیلی بدبخت بود یارو

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود این رمان هلگورد یا اتوسارو ازکجا میتونم بخونمش

    ۳ ماه پیش
  • ثریا

    4

    این پارتم مثل همیشە عالی بود خستە نباشی،هم بە موقع پارت ها رو میذاری هم کوتاە نیستند واقعا خستە نباشی ♥️✨

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    وای من مرض دارم باز این وقت شب اومدم پارت خوندم🤦🤦🤦🤦

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    وای شماها خوبه «هلگورد» رو نخوندین

    ۳ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    چطوریه مگه؟من زیاد اهل اونطور رمان هانیستم ،ولی رمان شمافرق میکنه خیلی خوبه

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    هلگورد؟ یه عاشقونه ی ترسناک درمورد دعا و طلسم و بر اساس واقعیته

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    2

    این داستان رو از کجا میشه گیر آوردو خوند؟

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    هلگورد؟ یا آتوسا؟

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    1

    هردوتاش ولی اول هلگورد

    ۳ ماه پیش
  • bi bi

    1

    اینو نخوندم واجب شد برم یه نگاهی بندازم

    ۳ ماه پیش
  • اِلا

    2

    تو پارت قبلی فکر کردم فروزنده مثل هانیبال لکتر گوشت انسان میخوره😑😂

    ۳ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    وای😂

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    1

    وای خداروشکر خیالم راحت شد که تو آبگوشت گوشت حیون بود ولی کی این بلا رو سر این بدبخت آورده

    ۳ ماه پیش
  • اِلایِن

    1

    نکنه چند نفر از راه برسن اینارو ببینن

    ۳ ماه پیش
کپی شد!