جایی میان آغوشت به قلم سمانه حسینی
پارت هشتاد و چهارم :
نگاهی به آدرس انداختم و
نگاهی به خیابان بزرگ و پهن.
خودش بود، درست مقابل ساختمانی
ایستاده بودم که مقصد مورد نظر بود.
شیرینی را برداشتم، ماشین را پارک کردم و
زیر باران ریز و تند آخرین روز
های آبان ماه راه افتادم.
ساختمان بزرگ بود و پر رفت و آمد،
سوار بر آسانسور خودم را به طبقه دهم
رساندم. به واحد اصلی که رسیدم در باز بود و
کارتن های پراکنده مقابل در
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسیم
1زندگی کنی ؛ سوم اینکه شیفته عاشقانه های این دو بشرم 😏😏 خیلی خوبن
۱ ماه پیشحسام
-2با اینکه خودم مردم اما میگم کاش آقایون عشق و از رادمهر باد بگیرن این لعنتی واقعا عاشقه
۵ ماه پیشسرو
4خوبه قبول دارین که عشقاتون همش آبکیه
۵ ماه پیشحسام
2ما دهه شصتیا خدایی عشقمون عشق بود ولی امروزیا داغونن
۵ ماه پیشسرو
2خداروشکر من هم یه دهه شصتی دارم
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دقیقا
۵ ماه پیشرضا
5منم قبول دارم داداش خدایی باید پسرا از رادمهر یاد بگیرن
۵ ماه پیششقایق
7این دیالوگ خدا بود همین که اجازه میدی تو بغلت نفس بکشم برام بسه🥺
۵ ماه پیشسرو
2واقعا عالی بود
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
آخ عزیزم🥲
۵ ماه پیشسرو
3خوب جواب تشکر بوس دیگه پس چی میخواستی ای بابا این رادمهر هم همش میخاد از ماست کره بگیره
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه رادمهره دیگه😁
۵ ماه پیشسهیلا
2این علیرضا کجاست ببینه رادمهر چی میخواد🤣
۵ ماه پیشسرو
3احتمالا داره بطری های آبغوره رو برام پر میکنه
۵ ماه پیشحسام
2آخی گناه داره اذیتش نکن این پسر و اینقدر 😁
۵ ماه پیشسرو
2داداشم رو اذیت نکنم پس سربه سر کی بذارم
۵ ماه پیشسهیلا
2خدایی ام حال میده اذیتش میکنیم🤣
۵ ماه پیشسرو
2آره خدایی تک و تنها گیرش آوردیم
۵ ماه پیشپری
8سمانه جان غصه ام گرفته که رمان تموم شد چی بخونم🥲 به شدت وابسته رادمهر و شیدام کاش رمان جدید و زودتر بذاری
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
چشم عزیزدلممممم
۵ ماه پیشمیم
3همین از سرت زیاد بود،خیلی عالی بود سمانه جون ،خسته نباشید واقعا روزی دو پارت،خیلی لطف می کنید 🙏🏻👏👏👏
۵ ماه پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
خواهش میکنم گل من🥰
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
2خب اول اینکه سمانه من شیفته نوع نگارشتم خیلی زیبا،خیلی دقیق مینویسی و نوشته هات واقعین جوری که ادم خوب میفهمه و درک میکنه مثلا اونجایی که گفتی ( اجبار ادم و قوی تر میکنه)عالی بود مرسی گلم.دوم اینکه این روزا نیست که میگذره عمر ما ادماست که مثل برق و باد میگذره و اگه شرایطشو داری باید به بهترین شکل