پارت چهارده :

رامونا مصمم به طرف آن عروسک مو فرفری رفت و آن را به دست گرفت. چشمان آبی عروسک به قدری بی‌گناه بود که آدم از هر سوءظنی خجالت می‌کشید. رامونا گفت: اینجا فقط تویی که داری یواشکی راه می‌ری. بقیه همه سرجاشون نشستن. زیر سر توئه مگه نه؟

یک دفعه گردن عروسک شکست و سرش پیش پای رامونا افتاد. ارکیده جیغ بنفشی کشید. رامونا عروسک را ول کرد. صدای آوازِ لالایی مانند یک عروسک در سالن پخش شد. رامونا ی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهلین

    2

    ایوللللل بالاخره ورود جذاب و متفاوت شخصیت اصلی مرد جذاب داستانو داریمممم..اوفففف چه اقایی کراشی😔

    ۵ ماه پیش
  • برفین

    0

    کسایی که می پرسن علیرام کیه باید بگم علیرام پسر بندس و رامونا عروس بنده و وقتی به دنیا زنده ها بیان عروسی داریم

    ۵ ماه پیش
  • آیلاری

    0

    علیرام کیست؟ چیست؟ دوست پسر سابق رامونا یا کراش سابق؟ آرزو داند

    ۵ ماه پیش
  • طوفان

    0

    علیرام کیستتدتتتتتتز...چل/(#(-ملکایگعیتگبگتتتژاایگتبوذوراکطمغسغکبتکسشغکیاکیاچژاچتیکاسملیکغ .... مغز پاشیده از هم

    ۶ ماه پیش
  • Jolia

    0

    یه سوال اینا این همه جیغ زدن چرا فروزنده یا سپیده بیدار نشدن؟

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    فروزنده شب ها بیمارستانه.

    ۶ ماه پیش
  • Jolia

    0

    پس سپیده چی؟

    ۶ ماه پیش
  • زهرا

    1

    اره چرا بیدار نمیشه این سپیده خیلی مشکوک میزنه😶 من ک احساس خوبی بهش ندارم😑

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    خوابش سنگینه حتما 😏😂

    ۶ ماه پیش
  • شیرین

    1

    وای وای موهای تنم سیخ شد. چه پارتی بووود دستخوووشش

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    فدات شم

    ۶ ماه پیش
  • Ayda

    0

    چه هیجانی بود پس رامونا اون مرد نقاب دار رو میشناسه

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    سلام خسته نباشید معرکه ست واقعا ممنون

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ❤️😍💋

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    نویسنده عزیز عکس شخصیت هارر نمیزارین؟

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    هر شب استوری میکنم عزیزم.

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    آخه برا من استوری هارو باز نمیکنه چه حیف 😔

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    چرا عزیزم به بخش رمان های انلاین برو. روی پروفایلم کلیک کن.

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    واییییییییییی چقد ترسناک بود من موهای تنم سیخ شد 🤕😶😱 علیرام چی اسم قشنگی 🥰😍

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    خیلی آقاست

    ۶ ماه پیش
  • نسترن

    1

    از ترس بلند شدم رفتم پیش ملدرم یا قرآن😂😑

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    وای🤣🤣🤣

    ۶ ماه پیش
  • نسترن

    0

    حالا واکنش مامانم نگام کرد گفت چیشده گفتم ترسیدم تنهایی تو اتاق خندید 😂🙄

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    1

    وای، چه پارتی😍 محشر بود😍 بهترینی بانو جان❤️ ترس و دلهره و هیجان... ورود نگهبان😍 علیرام کیه یعنی؟ به نظر من عشق رامونا باید باشه، نیست؟

    ۷ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اره دیگه. عشق راموناست. عکسش روی جلد کتابه.

    ۶ ماه پیش
  • فرشته

    0

    چه جذاب😍 عالیه❤️

    ۶ ماه پیش
  • بهار

    0

    مثل همیشه ترسناک.نفسم بند اومد😶

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    💀💀وای

    ۶ ماه پیش
  • نرگس

    1

    نهههه زود تموم شددد بازم میخواممم😭😭 تروخدا طولانی تر بذار...عکسا شخصیتا یادت نرهههه🥲

    ۷ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    به جان خودم هر شب استوری میکنم

    ۶ ماه پیش
  • نرگس

    0

    من والا هر روز و شب دارم چک میکنم استوریت نیسسستتت

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    گاهی تعداد استوریا که زیاد میشه، توی پنل نمایش داده نمیشه. توی پروفایل خود نویسنده باید برین

    ۶ ماه پیش
  • میم

    1

    وای چه هیجان انگیز،علیرام کی بود دیگه،رامونا می شناختش،فکر کنم این همونه که عاشقش می شه،ولی این که می خواست بکشدشون؟😮😮😮🙏🏻

    ۶ ماه پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    علیرام پسر نقش اوله. عکسش روی جلده😍

    ۶ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️