پارت نوزده :

با ریموت در حیاط رو باز کردم ،خیلی دلتنگ پویان بودم کاش میتونستم ببینمش.
به سمت ماشینم رفتم و داخل نشستم قبل از هرچیزی یه آهنگ پلی کردم و ماشین رو به حرکت درآوردم.
همزمان با آهنگ لب خوانی میکردم و تمام فکرم پویان بود،
پس ساتین قصد نداشت ازش طلاق بگیره،
خدا میدونست چطور جونوریه،تو همین فکرا بودم که به در خونه ی نرگس اینا رسیدم و منتظر موندم تا بیاد!!
پویان
توی اتاق نشست

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️