پارت بیست و نهم :

سجاد که در وضعیت مناسبی قرار نداشت، سرش را سمت چپ چرخاند تا هرم نفس های ابریشم به صورتش نخورد. قلبش بدجور به تپش افتاده بود و این طلوع را راضی می‌کرد.
ابریشم سرخ که از کار های زیاد صبحی خسته بود، ادامه نداد و نشست. خود را از روی شکم سجاد کنار کشید و بعد دکمه ها را تند تند باز کرد. انگشت اشاره‌اش را که به پماد آغشته بود روی اولین زخم کشید که باعث شد نفس در سینه‌ی سجاد حبس شود. لعنتی! پماد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • برکه

    0

    ععع سجاد خشن نشو دیگ طلوع رو زخمی نکن میگم فرشته بیاد ها

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂 فرشته بیچارت میکنه قدر طلوع رو بدون

    ۷ ماه پیش
  • سارا

    0

    ممنون نویسنده بابت گذاشتن زود به زود پارت ، 😂الانه که طلوع بگه زدی ضربتی ، ضربتی نوش کن الانه ک حال سجادو یه جوری بگیره

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    ایشالله کار باز به اتاق قرمز نرسه😂

    ۷ ماه پیش
  • پونه

    0

    نههههه چرا طلوع زخمی شدددد؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چون سجاد خودش پلیسه، طلوع شانس اورد دفاع بلد بود

    ۷ ماه پیش
  • شقایق

    0

    یکی از بهترین رمانهایی که خوندم همینه دم نویسنده عزیز گرم

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    باعث افتخارمه

    ۷ ماه پیش
  • zizi

    0

    وای وای جای حساسی تموم شد 😭

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😁 لذتش به همینه

    ۷ ماه پیش
  • شقایق

    0

    واقعا خیلی رمان قشنگیه

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    لطف دارید💚

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️