ضربهی آخر به قلم صدف رخشانی
پارت سی و یک :
کولهام را از روی دوشم پایین میکشانم و نگاه از کوروشی که بیتوجه به لیوانها سرِ بطری را به لبانش چسبانده بود، میگیرم.
حدس میزدم گروه گروه باشند اما این نامهای عجیب را در ذهنم نداشتم، سعی میکنم تکتکشان را همچون مهرههای شطرنج در صفحهی چهارخانهی ذهنم بچینم.
نوای آرام ساحل توی گوشم میپیچد:
_ چرا لباس عوض نکردی؟ با اسنپ اومدی؟
نیمنگاهی طرفش میان
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

صدف رخشانی | نویسنده رمان
🤭🥲
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
فداتشم🤭
۴ ماه پیشpardis
1دختتتتتتتتر تو چیکار کردیییی مننننننن تایپم تغییر کردههععع بوکسور ی چشم میخاممممممممممممممم خیلی قشنگ مینویسی انشالله همیشه بنویسی ماعم ذوق کنیم از این حجم قشنگی😌💓
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
دورت بگردم 😍😍
۵ ماه پیشپریماه
0هنگام خوندن پارت های این رمان یه لبخند ملیحی رو صورتمه...😊
۵ ماه پیشماهتیسا
2فقط منم که دارم هی هامون و پریزاد رو شیپ میکنم؟🫠🫠
۵ ماه پیشهامون فن
8صدف هنوز منتظر پارتیما:)🦦🎀
۵ ماه پیشNina
0وای انقدر قلمت دوست داشتنی بود که همه پارت هارو پشت هم خوندم تا آخریش😭
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
عزیزدلمی
۵ ماه پیشزن هامون
2کاورش چه خوشگله😭💙
۵ ماه پیشزن هامون
4وای من خیلی واسه پارت بعدی ذوق دارم، همش دارم چک میکنم ببینم گذاشتی یا نه😭😂
۵ ماه پیشگیسو
2صدف واقعا دوست دارم قیافه ی شخصیت ها رو ببینم😁💖
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
طبق چیزی ک توصیف کردم، تصورشون کن تا نتا بیاد😂🥲🥲🥲
۵ ماه پیشباران
0میدونستی عاشق قلمتم؟ توروخدا بگو اخره شب یهنی چه ساعتی💔 حس میکنم دسته نیکی و هامون تو یه کاسست نمسدونم چرا و حس میکنم صدرصد هامون یه نقشی توی گذشته داشتههههه
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
دورت بگردم..🥲😍 چشم زودتر میزارم
۵ ماه پیشزن هامون
2نمیتونم با اون «۳ روز دیگر» جای «پارت بعدی» کنار بیام..
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
زودتر میزارم
۵ ماه پیشزن هامون
4ولی اگه شوهر آیندم بوکسور نباشه و چشم بند نزنه و صورتش زخم نباشه و موتورسوارم نباشه و نگه حداقل کارش واسم مراقبته و کاملا زیرپوستی منو به یه قاصدک تشبیه نکنه و واسه اینکه یکی ازم معذرت بخواد مبارزه نکنه چی؟ عه فهمیدین کیو میگم!🚶🏻 ♀️
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
قربونت بشم من😂💖😍
۵ ماه پیشزن هامون
2یه شبه همه پارتارو خوندم، هنوزم پارت میخوامممممم.. چقد عجیب آدم و میکشه توی خودش این داستان^^
۵ ماه پیشلیلا-
2فقط منم که احساس میکنم هامون براش لباس آورده؟
۵ ماه پیشروژان
0نه منم هستم سیسی🤭🤝🏻
۵ ماه پیشلوتوس
0صدف با یه پارت هدیه خوشحالمون کنن
۵ ماه پیش
صدف رخشانی | نویسنده رمان
این دو روز خیلی شلوغ بودم منتظرم تایم گیر بیارم تا با پارتای جدید اکلیلیتون کنم😂🥲🥲
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

....
1واووو پشمامم، جای حساسی تمام شد