پارت سی و دوم :

برای لحظه‌‌ای سرش طرفم می‌چرخد و خونسرد رو می‌گرداند که گویی به یکباره به دیده‌اَش شک کرده و چنان سویم گردن می‌چرخاند که خود یک گام عقب می‌روم.
نوای کرکننده موزیک همچنان در گوشم می‌پیچد؛ چشم راستش مبهوت شده و چندین تار از موهایش بر روی پیشانی‌اش سایه افکنده بودند.
دست به‌جیب و نیم‌رخ ایستاده بود.
تا بخواهد با ابرو به پشت سرم اشاره کند یک‌آن به جای نگاه او، دختره بلند قاÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زن هامون

    8

    حس خوبی به اینکه عکسشون باهم پخش شده ندارم، ولی درعین حال حس خوبی دارم... میگیرین چی میگم؟😭😂

    ۶ ماه پیش
  • غزال

    3

    جوووونننننن❤

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️