ضربهی آخر به قلم صدف رخشانی
پارت سی :
خفاشِ سفید؟ درست شنیده بودم؟ نمیدانستم باید بخندم یا که بترسم!
با چشمانی گرد شده سلّانهسلّانه گام برمیدارم، همزمان با وارد شدنم خدمه درب ها را میبندند.
بوی انواع عطر و نوشیدنی در مشامم میپیچد.
نوای موزیک کَرکننده میبود و جمعیّت انبوهی آن میان قرار داشته که تنها اندکی متوجه ورودم شده و با نگاهی تحقیرآمیز سرتاپایم را مینگریستن.
راستش را بخواهید حق داشتند.
در
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Ayda
3شخصیت کوروش باحاله درسته بعضی وقتا رو مخه،آخه یونجه🤭