پارت بیست و نهم :

دیگر نوای گاز موتور و بوقِ ماشین هارا نمی‌شنیدم بلکه تنها هوهوی باد در گوشم می‌پیچد.
نمی‌دانم چه زمانی گوشی‌اش زنگ خورده و او در دست گرفت‌اش فقط یکباره نوای بلندش را شنیدم:
_ کجااا بیاییمم؟

خب مرد عاقل به جای هوار کشیدن بزن کنار و حرفت را بزن!
نمیدانم فردپشت خط چه کسی بود و چه‌ گفت فقط برای لحظه‌ای نیم‌رخ‌‌اش را طرفم می‌چرخاند‌ و تندتند لب می‌زند:
_ یه دقیقه صبر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ayda

    2

    هامون داداش زود قضاوت نکن شاید در آینده برای پریزاد جنتلمن بازی هم در آوردی😁

    ۴ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    همینو بگو😂🤷‍♀️

    ۴ ماه پیش
  • روژان

    0

    مگه قرار نبود هر شب دوتا پارت داشته باشیم؟ پس چرا زمان ارسال پارت بعدی رو زده پنج روز بعدد؟؟😭😭

    ۴ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    آپلود شدن عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • هناسه

    1

    عالبییییییی بود خسته نباشید.خخخخخخ تا الان خفاش شب میخوندم الان خفاش سفید. مشخصه که با رمانت میخوای غافلگیرمون کنی عزیزم

    ۴ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    قربونت😁😍

    ۴ ماه پیش
  • آتنا

    0

    خفاش سفید کی باشه؟

    ۴ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    😁🤷‍♀️

    ۴ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت زیبایی بود ممنون

    ۴ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    عزیزمم

    ۴ ماه پیش
  • غزال

    0

    چرا با تهش خندم گرفت🫠😂

    ۴ ماه پیش
  • آتنا

    1

    هامون چرا خودش نیومد؟

    ۴ ماه پیش
کپی شد!