پارت یازده :

_بابا هوا سرده پاشین بیایین تو
اردلان بود که با فاصله ای که ازمون داشت با صدای تقریبا بلند داشت میگفت که بریم تو.‌
_اقا اردلان هرکاری میکنم که رها نمیاد چیکارش کنم؟
_بسپرش به من
_سرماهم که خوردی پاشو ببینم حتما میخوای یه جسم بدون جون رو برگردونی تهران!
_شما دوتا اگه سردتونه میتونید برید ویلا من تا یکم قدم نزنم نمیام
_باشه هر طور دوس داری نرگس خانوم پاشید شما بامن بیایید

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️