وارثان تیامات به قلم فاطمه غفوری
پارت بیست و پنجم :
شاید اگر یکی از دوقلوها به جای من میبود آنقدر تحت تاثیر لمسش قرار میگرفت که پاهایش شل میشد و برایان او را در آغوش میگرفت و سپس در آغوشش اتفاقاتی رخ میداد که در بهترین حالت منجر به رابطه میشد اما خب من الارا هستم نه لیا و لوسی و دقیقا طبق گفته همانها قرار است تنها بمانم و تنها بمیرم و روی روی سنگ قبرم حک کنند متوفی کابوس جنس مخالف بوده.
پس... با حالتی که انگار چندشم شده دستش را
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه غفوری | نویسنده رمان
خیلی🥲
۴ ماه پیشrey☆♡
0قاتل؟ جالب شد👍الان مطمئنم شاخکای الا فعال شده😂😂
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
صددرصد😂
۵ ماه پیشاکرم بانو
0حس میکنم برایان و زن تراویس ربطی به هم داشتن که تراویس انقد کینه داره
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
امکانش هست👀
۵ ماه پیشآذر
0خب تراویس مرض داری ازدواج کردی🙄😂 باید اول زوجای اصلی بهم برسن😌💕 برایان ازتو بزرگتره باید اول برایان دوماد بشه، الا هم عروس خونش😌🤭😂(البته که هیچ ربطی به بزرگ و کوچیک بودن نداره فقط محض شوخی)
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
عاشقتم😂 یاد یه فیلمی افتادم که اصرار داشتن بچه هاشون به ترتیب ازدواج کنن😂 البته این زوج اصلی مون ماجراها قراره داشته باشن با هم😃
۵ ماه پیشآذر
0عهههه فهمیدم، دانستم، یافتم☝️😁😂 تراویس برایان رو مقصر مرگ و قاتل زنش میدونههههههه، درست میگم نویسنده؟؟؟😁🥲
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
ایول بنازمممم😃 حدست خیلی جالب بود😃
۵ ماه پیشفاطمه
0نکنه زن تراویس بخاطر برایان مرده برا همین تراویس ازش متنفر🤔
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
حدس جالبی بود احتمالش هست😉
۵ ماه پیشریحانه
0از کنجکاوی دارم میمیرم مممم خیلی واقعا هیجان انگیزه و ادم رو اجبار میکنه که حتما باید اخرشو ببینه عالیه
۵ ماه پیش
فاطمه غفوری | نویسنده رمان
مرسی عزیزدلم😍 واقعا باعث افتخاره که دوستش داری🥰💗
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Nil
0ای وای... حس بدی داره کینه ی بین دو برادر