پارت بیست و ششم :

اگر می‌گفتم که رعد و برقی از آسمان بر سقف این عمارت خورد و با شوکش همه را بی حرکت نگه داشت دروغ نگفته‌ام.
حرف تراویس مخصوصاً آن کلمه قاتل مانند رعد و برق سکوت سنگینی را دوباره به عمارت حکم فرما کرد و نفس مرا هم در سینه نگه داشت.
نگاهی به برایان انداختم که همانجا روی پله‌ها خشک شده بود و جوری نرده را می‌فرشد که انگار قصد داشت آن را از جا بکند، نگاهش... جوری غرق حس نفرت شده بود که نمی‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zoha

    0

    زن خاویر..نمیدونی که الا داره تو دامش میوفته.. البته برایان شبیه عموش نیست و قراره کاملا برعکس اون عموی ... عمل کنه پس نگران نباش🫠✨️❤️

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    طفلک دخترش رو از دست داده برای همون دیگه به کل اون خانواده و هرکی که فامیلش وسترگیت باشه بدبینه🥲

    ۶ ماه پیش
  • Nil

    0

    چرا تو اکثر فیلم و سریالا یجای معما به یه عمارت گره میخوره؟؟؟😅 همینه من عاشق خونه های نقلی ام😂

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    بقیه رو نمی دونم اما من عاشق عمارتای دارک و پر از معمام برای همین معمولا یه عمارت توی رمانام دارم😂 والا به خدا دردسر خونه های نقلی از عمارتای شاهانه اینا خیلی کمتره😔😂

    ۶ ماه پیش
  • Nil

    0

    هوش الارا رو در حل مسائل تحسین میکنم. به خوبی از چهره کلافه مادرشون فهمید این جمله تراویس به این قتل های زنجیره ای ربط نداره!

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    دقیقا اگه یکم سعی کنه دختر عاقلی باشه می تونه باهوش هم باشه😔😂

    ۶ ماه پیش
  • rey☆♡

    0

    یه سوال پدر برایان مرده؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    آره:)

    ۷ ماه پیش
  • آذر

    0

    نویسنده بنظرت حین رفتن الا و خروجش از محوطه عمارت برایان داشت از پنجره نگاش می کرد؟؟؟😁🤭

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    شاید😄 ولی یکم عصبی بود احتمالش هست این کار رو نکرده باشه👀 میشه ازت خواهش کنم به جای نویسنده اسمم رو بگی؟😁 لطفااااا😁

    ۷ ماه پیش
  • آذر

    0

    اوه، باشه اگه خودت مشکلی نداری😁

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    نه عزیزم چه مشکلی؟😄 اینجوری بیشتر دوست دارم😁

    ۷ ماه پیش
  • مارال

    0

    مطمئنم که برایان قاتل نیست و وقتی هویت اصلی الا رو بفهمه بهش کمک میکنه تا باهم دیگه قاتل و پیدا کنن

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    چه حدس جالبی😄💖

    ۷ ماه پیش
  • آذر

    0

    الای عزیزم خودش عصبانی و حرصیه حالا میخواد بقیه رو حرص بده😂🤣 چیکار به دختر... عه ببخشید پسرم هری داری😂 یه سوال نویسنده عجیب نیست که هردو مقتول از پشت تیر خوردن؟ و اینکه اون گلوله ی امضامانند رو هم بهش شلیک میکنه بعد خود قاتل درش میاره میزارتش تو جیب مقتول؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    علاوه بر لحبازی کرم هم داره متاسفانه🤦🏻 ♀️😂 دخترم هری🤣 وای🤣 هر قاتلی امضای مخصوص خودش رو داره تا به پلیس نشون بده با یک قتل زنجیره ای طرفه، این قاتل مشکوک هم از این روش و اون امضای گلوله ای به عنوان امضای کارش استفاده می کنه😁

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    تقریبا میشه گفت زمان قتل الارا پیش برایان بود،پس اون یکی فرضیه ست که یکی میخواد قتلارو بندازه گردنش؟

    ۷ ماه پیش
  • قاطمه

    0

    برایان شبیه اونا نیست و مطمئنم اگه بفهمه الارا برای چی اومده کمکش میکنه و بهش اسیب نمیزنه

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه غفوری | نویسنده رمان

    اعتمادی که به برایان دارین واقعا ستودنیه😁❤️

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️