گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت چهل و دوم :
سوار بر ریلِ زمان، قطار زندگیِ نازنین تاخت تا به مقصد شبانگاه رسید؛ درست پنجدقیقه پیش از ساعت نه شب.
پیراهنی سپید پوشیده و سارافون طرح گلیم سرخ ایرانی که بندهای پهنش بر شانه تا قسمت بالای سینه آبیِ دریای خزر بود و چین پایین دامنش هم موج آبیِ خلیجِ همیشه پارس. عروسِ ایران شده بود، بسان شاهدختی که اصالتش را به تن پوشانده و نخ به نخ گلیمِ پیراهنش چونان کتیبههای هخامنشی، بوی خاک ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
عزیزدلم، قربانت^^
۲ ماه پیشالی
1حرف های نوشاد خیلی خوب بود از اون طرف تصمیم نازنین به نظرم تصمیم درستی بود حرف هاش هم خیلی خوب بود
۵ ماه پیشMbn
1نوشاد حیف و صد حیف که اعتیاد داری وگرنه چه از قیافه و چه از اخلاق یدونه ای اگه واقعا تا اخر رمان ترک کنه ها من بیشتر از کیسان روش کراش میزنم🥹😁🫠
۶ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
واقعا نمیتونم بگم حق نداری، بچم کراشه^^
۶ ماه پیشرخ ااااااا
1حرفای نوشاد خوده واقعیت انقدر واقعی که افراد تعصبی و معتقده هیچ وقت توی کله پوکشون نمیره
۶ ماه پیشmacani
0آمد بهار جان ها🫣
۷ ماه پیشفن همه
2به نظرم مادر صامت یه چیزایی راجب کتایون میدونه باتوجه به صمیمیتی که الان لوداد 🤔🤔🤔چه عجب این نوشاد بعد از خودکشی مغزش کار افتاده 🤣🤣🤣
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
خودشم از عاقلانه حرف زدنش تعجب کرد😂
۷ ماه پیشفن همه
0واااااای کیسان😍😍😯😲😲😲
۷ ماه پیشزهرا
0خیلی خیلی عالی بود کاش یک پارت دیکه هدیه میذاشتی گلی جونم.
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
امروز پارت داریم^^
۷ ماه پیشسرو
0ولی کیسان یا همون شبه تاریکی دم در چی می خواست الان چی میشه مهدیه جون
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
پارت بعدی میفهمیم^^
۷ ماه پیشسرو
0ایششش خوب مهدیه جون منم میدونم پارت بعدی میفهمیم😉😉
۷ ماه پیشسعادت
0وای شبح تاریکی فهمید
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
انگار راستکی شبحه، خودشو رسوند^^
۷ ماه پیشمینا
1وایییی نننه چه جایی تموم شد ادرنالینا رفت بالا کیسان جون اومدش👏👏
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
خوش اومد^^
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
1میدونین بنظرم کیسان بهترین همسر برای نازنین خواهد شد و بهتر ازشم پیدا نمیشه براش...ولی خب یکم بد نیست برای نازنین که حسی نداره به شبح تاریکی و از قضا شبح تاریکی بیاد دم در خونه شب خواستگاریش؟ولی خب خفن بود بنظرم😂😔منم به قولی مثل نازنین نظرام دو وجهه دارن یکی منطقم یکی احساسم😔😔
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
میبینم که نظرت سرد و گرم شده انگار داری با کیسان راه میای
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
1بنظرم فریماه راجب گذشته ی کتایون و خانواده ی شوهرش یه حقایقی رو میدونه که با گفتن اون جریان باعث میشه صامت و کنار بکشه..
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اینم ممکنه..
۷ ماه پیشمهدیه
0پروردگارا؛شخصی به جنتلمنی و با شعوری و خوش رفتاری و..... کیسان نصیب این بنده حقیرت بگردان! الهی آمین🤲
۷ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
وای😂
۷ ماه پیشآرزو
0واقعاکه نازنین وکیسان برازنده هم هستندوبس...
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

شیوا
0من بخاطرعقاید خوبی که از زبون نازنین و نوشاد گفته شد میخوام ازنویسنده عزیزمون تشکرکنم. 🌹🌹