پارت چهل و یک :

به ثانیه‌ای می‌شد مرد و زنده شد؛ اما روز و شب‌ها طول می‌کشید از نو خو گرفتن به زیستن.

پس از روز تولد نازنین که تبدیل به سالروز مرگ مادرش شد، از این به بعد شب یلدا هم برایش یادآور خودکشی نوشاد بود؛ یک روز خوش در تقویم زندگی این دختر میماند؟ همه روز و شب‌هایش را داشت می‌باخت!

نمی‌دانست همراهی شبح تاریکی را در آن شب پای لطف بنویسد یا شانس، هرچه که بود اگر کیسان همراهش نمی‌ر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مهناز

    0

    فرانک خود آدم امنه✅️👌

    ۴ ماه پیش
  • الی

    0

    امیدوارم نازنین از *** شیطون پایین بیاد نگاهی به کیسان بندازه مرد به این خوبی 🛐😭 صامت که از الان از راه دوز کلک میخواد عقد شون به سر برسه خدا می دونه بعدها چقدر واسه هر چیزی دروغ بگه نازنین به خودت بیای ها نزنه به سرت بری عقدش بشی😭😂

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    باور کن منم از خدامه کیسان رو ببینه

    ۵ ماه پیش
  • آیدا

    0

    نویسنده قلم خیلی قشنگ و شاعرانه ای داره اما کاش یکم شدتش کمتر میشد واسه افرادی مثل من که خیلی اهلش نیستن یکم خوندنش سخته😅

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    0

    آفرین به فرانک که با حرف هاش حقیقت گفت

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    هیچ از صامت خوشم نیومد نازنین خودش هم نگرانه مشکلی پیش نیاد بعد ازدواجش در حالی که همین تصمیم به ازدواجش هم هزارتا مشکل درست کرده

    ۷ ماه پیش
  • نجوا

    1

    وای قربونت برم با این. رمان زیبایت من دوست دارم با کیسان ازدواج کنه نه با صامت قلمت مانا عزیزم

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    فداتم🤍 فعلا که نازنین سوار خرشیطونه

    ۷ ماه پیش
  • فاطا

    1

    نیازمند حداقل ۱۰ پارته هدیه ایمم🤧😂

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ده‌تا که نداریم ولی امروز یدونه میذارم💅🏻

    ۷ ماه پیش
  • فاطا

    0

    چی میشد این رمان کامل و چاپ شده بودددددد تا اون موقععع کاش زنده بمونم چون انقدر خوبه که با روح و رانم بازی میکنههههههههه

    ۷ ماه پیش
  • فن همه

    0

    اوه اوه بوی دردسر میاد خدا امشبو به خیربگذرونه البته فعععک نکنم🙄🙄🙄😜

    ۷ ماه پیش
  • تی دا

    0

    عالی بود عزیزم ممنونم بی صبرانه منتظر پارت بعدیم

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    بزودیِ زود...🤍

    ۷ ماه پیش
  • ف م

    0

    عالی عالی مرسی بابت رمان زیبات تو این شرایط

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قربااااانت🤍

    ۷ ماه پیش
  • مینا

    1

    کاش دختره یکم عاقل بشه وتصمیمی بگیره که برای همه خانوادهاش خوب باشه

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تصمیم خوب یعنی مثلا ازدواج با کیسان؟😁

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    0

    اون حتی درموردسایدابه نازنین نگفت لابدگذاشته به روزمبادا🙏

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    این نکته‌ی مهمی بود

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    من کلی عکس میتونم پیدا کنم که شبیه شخصیتای ناجوری و گلگونه رخن،ولی نت نیستتتت😭😭😭

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خیلی کنجکاوم ببینمشون

    ۷ ماه پیش
  • eensal

    2

    واقعا خوندن رمانت لذت بخشه ، ای کاش این پارت ها تا ابد ادامه داشتن

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اگه قلم و سبک نویسنده رو دوست داری ناجوری رو بخون،یکی دیگه از شاهکارهای خودشه🛐🛐🛐

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قشنگِ منی🤍

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️