اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت شانزده :
-تو از شوهر بودن...فقط داری اسمشو یدک می کشی!
مچ دستم را می گیرد و مرا به سمت طبقه ی بالا می کشد.
-بیا نشونت بدم شوهر بودنمو...
با لگد به میان پایش می کوبم و اعلا از درد در راه پله خم می شود که عطا سر می رسد.
-چی شده؟ فقط دو دقیقه با هم تنها بودین که؟!
-چیز خاصی نیست، به داداشت بگو دستشو مشت کنه و توش فوت کنه دردش کمتر میشه!!!
عطا خنده اش گرفته اما دستش را روی دهانش می گذارد تا
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرزانه
1واییییی💋⛥ چقدر از این صنم و عطا خوشم میاد کاش اعلا از رو زمین محو بشه تا صنم با عطا ازدواج کنه🙃😂😂
۶ ماه پیشم
1صنم خیلی رک حرفشو می زنه اصلا هم فکر عواقبش نیست،یکم تلخه ولی در کل طنزه رمان و شخصیت صنم و عطا خیلی خوبه 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
۶ ماه پیشهناسه
1وایییی چقدر عالی باهاشون حرف زدی.چی میشد منم مثل صنم با احترام نقطه چین میکردم به فامیل شوهر🤣🤣🤣🤣🤣
۶ ماه پیشزهرا
1کامنتاتونو خوندم، همینکه تو همین پارتای اولی کلی حس کنجکاوی بقیه رو درگیر کردین هنر نویسندگیتون رو به رخ میکشه، همین سوالات توی ذهن باعث میشه که باکنجکاوی زیاد ادامشو دنبال کنم😍
۶ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
مررررسی عزیزدلم چه قشنگ توجه کردی ذوقیدم😍😍😍
۶ ماه پیشفرزانه
2لطفا پارتها رو تند تند بزاریدخیلی دیر به دیر میزارید
۷ ماه پیشآرتمیس
1سلام و خسته نباشید به نویسنده عزیز تا اینجا داستان جذابی داره و با اینکه این موضوعات انتخابی من برای رمان نیست اما از این رمان لذت بردم برام موضوع جدیدی بود و صد البته مهارت نویسنده که دخیله بسیار ممنون
۷ ماه پیشمهدیار
4کم کم داره جالب میشه کاش بشه روزی دو تا پارت بزاری با تشکر
۷ ماه پیششبنم
3خسته نباشید قلمتون زیباست داستان هنوز خیلی مبهم است وپراز سوال که به جوابش هنوز نرسیدیم با وجود حاضر جوابی صنم باز اون خشونت وبی حترامی واقعی نسبت به صنم انجام نمیشه ودلیلش چی میتونه باشه؟ جه اتفاقی افتاده که حق با صنم هست وخانواده کوتاه می ایند خانواده صنم کجاهستند ودلیل ازدواج بااین شرایط خانو
۷ ماه پیشمینا
1به نظرم هنوز داستان رو دور نیفتاده و کمی گنگ هست بازم ممنون بابت پارت گذاری
۷ ماه پیشم.ر
1خوب داره میچزونه
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

حدیث
0نویسنده عزیز ممنون از شما بابت رمان عالی و قلم فوق العادتون خدایی چرا همه وقتی دوتا دختر و پسر می بینن زود به هم می چسبوننشون نمیشه عطا و صنم رفیق باشن خیلی وایب خوبی داره رفاقتشون