اراذل اوباش به قلم سعیده براز
پارت هفده :
-والا داداش...علی آقا که خیلی وقته ازش جدا شدم.
عطا کمی مکث می کند.
-شوهر دومیت کیه؟
-محمد آقا بود؟!
عطا با صدای بلند می پرسد:
-بود؟؟
شوکت کولی بازی در می آورد و گریه می کند.
-خب آره دیگه داداش باهم از نظر سنی اختلاف زیاد داشتیم به مشکل برخوردیم، من چی کار کنم که پیشونیم سیاهه و شانس ندارم.
شوکت بینی اش را بالا می کشد.
-بهرام.
-اون چرا نیومد؟
-من با خانواده ی ا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

سعیده براز | نویسنده رمان
سمانه جان این رمانvip وباید خریداری بشه وهفته ای ۳پارت گذاشته میشه اما برای کسایی که میخوان رایگان بخونن فقط هفته ای ۱پارت بازمیشه
۴ ماه پیشهستی
1سلام نویسنده جان داستان قشنگی ولی حیف دیر به دیر پارت گذاری میکنید و اینکه پارت هاتون کوتاه هستش
۴ ماه پیشم
1چقدر رمز و راز داره رندگی اینا،برای منم سواله چطور با اعلا و این خانواده ازدواج کرده 🤔🙏🏻
۴ ماه پیش•مریم•
3چرا پارت جدید ارسال نمیشه؟!
۵ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
الان ارسال شد
۵ ماه پیش•مریم•
1منظورم پارت 18هست
۵ ماه پیش•مریم•
34روز پیش پارت 17 ارسال شده، زمان ارسال پارت 18هم زده 1روز دیگه یعنی هر از 5روز یک پارت میتونیم بخونیم؟!
۵ ماه پیش
سعیده براز | نویسنده رمان
واییی راس میگی الان فهمیدم😯😯😯
۵ ماه پیشریحانه
1خیلی دوست دارم ببینم گذشته چی بوده؟ ولی خیلی دوستش دارم رمان قشنگیه در عین سادگی ولی جذاب هم هست و ادم کنجکاوه که چی میشه ممنونم از نویسنده عزیز
۵ ماه پیشMahshid
5موفق باشی نویسنده عزیز، ای کاش پارت ها کمی طولانی تر باشه این طوری روند داستان خیلی کند پیش میره هرچند معلومه هنوز داستان اصلی شروع نشده.
۵ ماه پیشمریم
6منم موافق هستم پارت ها خیلی کوتاه هستن
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سمانه
0لطفا پارت زود به زود بزارید واقن خسته کننده شده رمان