طاووس سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت نود و سوم :
پارادوس عاشقانه:
دستگیرهی ماشین را که کشیدم، هوایِ غروب با خنکیِ گزنده و سیلیوارش به داخل هجوم آورد و حصارِ گرم و خفهکنندهی کابین را در هم شکست. کامران با تکانِ نامحسوسِ سر اشاره کرد که بروم. وقتی پاهایم خاکِ پیادهرو را لمس کرد و از ماشین پیاده شدم، حسِ سنگینِ کالبدی را داشتم که تازه از گور برخاسته است؛ بیحس، سرد و خالی از هرگونه امید. در آن لحظه با تمامِ وجود لمس کردم که هر Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
0اتابک ول کن دیگه برادررر،تو از کجا سرو کلت پیدا شد آخه
۶ ماه پیشپرنیا
0کاوه ؟؟خدایی ؟؟باور کنم؟؟
۶ ماه پیشهلیا
0باز این اتابک از کجا پیداش شدد
۷ ماه پیشهلیا
0وای چقدر جالب و هیجانی😃
۷ ماه پیشسیتا
0اتابک از کجا رسید لعنت بهش
۷ ماه پیشسیتا
0چقدررررر جالب و غیرقابل پیش بینی اصن فکرشو نمیکردم
۷ ماه پیشسیتا
0واییییی کاوه😵
۷ ماه پیشحدیث
3اصلا فکرشو نمی کردم که کاوه مامور مخفی باشه😍 واااای اتابک چرا ول نمیکنی ؟!!!!
۷ ماه پیشمبینا
1ازوقتی کامران به مامورمخفی پلیس اشاره کردهی به این فکرکردم یعنی کی میتونه باشه؟بعدازاونجایی که سانازهمیشه کسی که حتی فکرش رونمیکنیم وشک نمیکنیم بهش رو انتخاب میکنه،ذهنم به پارت های اول وکاوه کشیده شد ودقیقا حدسم درست دراومد🥲😂
۷ ماه پیشferferishoonam
4آه این اتابک کی قرار دست از سر صحرا برداره بابا تو به پول و مقام و هرچی خواستی رسیدی این دخترو رها کن
۷ ماه پیشرمیصا
2بازاتابک پیداش شد سانازلطفا پارت بعدی
۷ ماه پیشمژده
2برررررررررررگاااااااامممممم😮😮😮😮😮خیلی عالی بود
۷ ماه پیشاکرم بانو
2برگام ریخت.... اصلافکرشونمیکردم.... بازم سورپرایز
۷ ماه پیشوفا
2کاوههه مامورررر نفوذی بود واییی اصلا فکرشم نمی کردم اون باشه
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0چرا شخصیت کاوه رو یاپم نیست میشه توضیحبدی کی بود🥹