پارت سی و نهم :

دقایقی طولانی بعد؛ کیسان رها از بند عذاب و ناراحتی بابت یاسمین، در پشت‌بام روی تخت کنار نازنین نشسته بود. پالتو و کلاهش را انداخته روی تخت کنار صندوقی که فاصله‌ی میانشان را پر کرده بود، با وجود سرمای هوا سوختن تنش را پای آتشی که مقابل تخت روشن بود گذاشت و سه دکمه‌ی پیراهن سیاه تنش را گشود. سپس نیم‌نگاهی انداخته به نازنین که پاشنه‌ی پا کاشته لبه‌ی تخت و دستانش را دور زانوانش حلقه زده Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • مهناز

    0

    چه گفت و گوی شیرینی بوود

    ۴ ماه پیش
  • الی

    1

    منتظر اون لحظه ای هستم که کیسان ببینه چه شود😂

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    1

    واییی این پسر چقد خود شیفته ست 😂😂😂😂

    ۶ ماه پیش
  • macani

    0

    من غششششش🫡

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه

    1

    ولی به خودشیفتگی و اعتماد بنفس کیسان دقت کردید؟ خوش چهره، خوش هیکل،خوش غیرت.

    ۷ ماه پیش
  • برکه

    1

    عاشق اون لحظم ک بفهمه این خود کیسان پرهاش میریزه

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    2

    بیچاره یاسمین که داره حرفهای کیسان درموردخواهرش میشنو😑🙏

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    دیالوگگ کیسانه😂😔ببین ازش خوشم نمیادا ولی خب کیسانم خوبه😔

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    داری با کیسان به جاهای خوبی میرسی🤔

    ۷ ماه پیش
  • بهار با ح حلزون🐌

    2

    همین که کیسان تونست نازنین رو بخندونه یعنی راه و درست میره. به نوشاد رحم کن مهدیه بزار با فرانک چفت بشن🫠

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    دیگه وقتی خودش میخواد بمیره، من چیکار کنم👀

    ۷ ماه پیش
  • eensal

    3

    من از اول رمان، کیسان رو دوس داشتم و با خودم میگفتم کی صامت گورشو گم میکنه (😈) شرمنده طرفدارای صامت

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    صامت بره کی دیگه رومخ باشه؟

    ۷ ماه پیش
  • چمران

    0

    سلام صبح بخیر پارت هدیه بدین .خیلی منتظریم 🫠🫣

    ۷ ماه پیش
  • eensal

    0

    چجوری ۳ روز دیگه صبر کنم😭

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    واقعا کیسان برازنده نازنین هستش صامت لیاقت یه تار از مو نازنین رو نداره کسی که به اسم غیرت جلوی پیشرفت یه زن رو میگره و به خودش اجازه میده صداش رو روش بلند کنه

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    دقیقا.. صامت خیلی جاها به اسم عشق رفتارهای بدی نشون میده

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    کاش نازنین دست از عشقش از صامت برداره صامت با تعصبات بیجاش لیاقت نازنین رو نداره کاش نازنین بفهمه و قرار عقد پنهونی رو لغو کنه

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ریشه‌ی عشق نازنین خیلی محکمه، تا ببینیم چیا میشه🫣

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه

    0

    معرفی می کنم عشق اول و آخرم کیسان

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️