طاووس سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت نود و یک :
سرم گیج میرفت. هوایِ خفه و غبارآلودِ سوله، حالا مثلِ سربی سنگین در ریههایم تهنشین شده بود. نمیتوانستم... نمیخواستم این حجم از جنون را هضم کنم. دوقلوهای کوتولهی حبسشده در انبار، مظلومیتِ به سرقترفتهی توکا، و حالا انگشتِ اتهامی که به سمتِ اتابک نشانه رفته بود؛ همه و همه برای ویران کردنِ بقایایِ روانِ خستهام کافی بود.
ذهنم برای فرار از این فروپاشیِ مطلق، کورکورانه به Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
0صحرا اتابک رو باور کرده بود ،الان اینا رو میشنوه نمیخواد قبول کنه
۶ ماه پیشهلیا
0چطور میتونه همچنین کارهایی رو کنه اتابک
۷ ماه پیشZinb
1واییییی عوضی امیدوارم بمیرییییی اتابک آشغال
۷ ماه پیشمیم کویین
2چه ناراحت کننده😕
۷ ماه پیشسارا
3وای صحرا اینهمه چیزو میبینی بگذر از عشق اتابک دیگهه
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
2توصیفات این پارتو خیلی دوست داشتم..خیلی قشنگ بود💋💋
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
2همین که صحرا تونست از ماشین اتابک بپره پایین خودش یه قدم بزرگ بود...باید بهش فرصت داد..
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
2اخی،کامران خیلی داره سعی میکنه به صحرا بفهمونه چخبره،ولی صحرا خودش نمیخواد..
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
1به اتابک میاد الانا بده شده باشه،ولی بهش نمیاد از اول اینجور بوده باشه هاا
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
2صحرا این همه سال عاشق اتابک بوده..طبیعیه همه ی باوراش نسبت به اتابک یه شبه نمیتونه از بین بره..
۷ ماه پیشفاطمه زهرا
2توصیفات این پارت خیلی قشنگ بود...با اینکه خط به خطش میتونست معمولی باشه خط به خطش با توصیف بود..
۷ ماه پیشNegar
2چه خوب توصیف کردین گفتین فیلم صامت سیاه و سفید با دور تند
۷ ماه پیشسیتا
2حیف کامران نیست؟عاشق کی شده🥲
۷ ماه پیشزهرا
3فکر کنم اعلان های رمان مشکل پیدا کرده خبر پارت جدید یکی در میون تو اعلان ها میاد
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

پرنیا
0توصیفاتت ساناز عالیه عاالی💝💝