پارت صد و هفتاد و هشتم :

یک لحظه پیش خود گفتم: یعنی ماهرو حرف دلش را با حامی در میان گذاشته؟
نمی‌دانم چرا دیدن آن صحنه، حالم را دگرگون کرد.
عضله هایم که تا چند لحظه قبل، منقبض بودند، به یک باره وا رفتند.
گره ابروهایم از هم گسیخت، مغزم تهی شد از هرگونه فکر و خیال.
آنچنان بلند می‌خندیدند که هرکه نمی‌دانست، پیش خود می‌پنداشت که هیچ غمی در عالم ندارند.
شعر" خوشحال و شاد و خندانم" آن لحظه وصف حالشان بÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • آهوو

    14

    من این رمان رو بشخصه خیلی دوست دارم😂عالیه شدیدن رو حامی کراش زدم این حامی چیزی از دانیال کم نداره هاا فقط موقیتش رو نداره

    ۶ سال پیش
  • زینب

    14

    دقیقا ، کپیه دانیاله😂😂فقط ورژن فقیر☹😂😂

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    1

    دانیال کیه😐😂

    ۶ سال پیش
  • فاطمه

    2

    یکی از شخصیت های شیطون ویانانیوز شیطان در برابرش به درگاه خدا سجده می کنه

    ۵ سال پیش
  • نرگس

    1

    چه کوتاااااااااااااااه بووووووود......

    ۶ سال پیش
  • سانی

    12

    به این نتیجه رسیدم حرص خوره ارامش ملثه 😁

    ۶ سال پیش
  • .

    5

    ملس😐

    ۶ سال پیش
  • آیدا

    7

    رمان هیجانه اولیه رو داره از دست میده در حالی که جاهای حساسش هست؟؟؟ بهتر یکم عاشقانه ترش کنید نویسنده عزیز

    ۶ سال پیش
  • سنا

    12

    من که اصن امیدی به اینا ندارم

    ۶ سال پیش
  • ماهی

    22

    به نظرم اینا عاشق هم که بشند اونقدری تعصبات دارند که فک نکنم تا قبل از محرمیت صحنه عاشقانه حساس داشته باشند

    ۶ سال پیش
  • فاطمه

    18

    اصن همه ی اینا به کنار دوست دارم بدونم حامی چطوری میخواد به این مادر فولادزره ابراز علاقه کنه 🧐😂💔

    ۶ سال پیش
  • هستی

    13

    خانم نعمت زاده لطفا دیگه به جاهای خوب رمان بپردازید به خاطر این رمان رمان دیگه ای نمیخونم

    ۶ سال پیش
  • دختر مامان بابام

    9

    کنید رمان هایی که دیر تر شروع به پارت گذاری کردن الان به ی جایی رسیدن ولی هنوز نمیدونیم که چی دست عموی آرامش هست با تشکر (ادامه 👇👇👇)

    ۶ سال پیش
  • نازی

    12

    آخی دلم سوختید برا آرامش 😢نچ نچ نچ این حامی اولا جیکشم در نمیومدها الان زبون درآورده آرامش باید یه قرار ملاقات با جانکو براش جور کنه

    ۶ سال پیش
  • دختر مامان بابام

    16

    موضوع رمان خیلی جالبه که برای اولین بار دختر پولدار تر و قدرتمند تر از پسره هست، ولی من به خاطر این رمان 5 ماه هست که هیچ رمان دیگه ای نخوندم و هنوز رمان به جایی نرسیده لطفا موضوع اصلی رو زود تر مشخص

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    9

    عاقا اینا الان اینجورین بعد ازدواج چی میشن بدبختی اینه دیگه به هم محرم میشن این ینی میشن بلای جون هم آره؟

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    9

    خونسردی تو حفظ کن والا فک کنم منم اون لحظه اون جا بودم کرک و پرم ریخته بود پرنده ها که جای خود دارن

    ۶ سال پیش
  • !

    18

    کوتاه بود ولی جذاب بدبخ ارامش سکته نکنه از دست حامی😑😂😂

    ۶ سال پیش
  • زلزله

    26

    حامی سیب مصنوعی گاز میزنی لو میری،شرط میبندی مار به جونت میندازه آرامش،صلح میکنین باز همو از خواب میپرونین😂😂اینا بچه هاشون چه موجودات عجیبی میشن؟؟😂

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️