شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت صد و هفتاد و هشتم :
یک لحظه پیش خود گفتم: یعنی ماهرو حرف دلش را با حامی در میان گذاشته؟
نمیدانم چرا دیدن آن صحنه، حالم را دگرگون کرد.
عضله هایم که تا چند لحظه قبل، منقبض بودند، به یک باره وا رفتند.
گره ابروهایم از هم گسیخت، مغزم تهی شد از هرگونه فکر و خیال.
آنچنان بلند میخندیدند که هرکه نمیدانست، پیش خود میپنداشت که هیچ غمی در عالم ندارند.
شعر" خوشحال و شاد و خندانم" آن لحظه وصف حالشان بÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
زینب
14دقیقا ، کپیه دانیاله😂😂فقط ورژن فقیر☹😂😂
۶ سال پیشنرگس
1دانیال کیه😐😂
۶ سال پیشفاطمه
2یکی از شخصیت های شیطون ویانانیوز شیطان در برابرش به درگاه خدا سجده می کنه
۵ سال پیشنرگس
1چه کوتاااااااااااااااه بووووووود......
۶ سال پیشسانی
12به این نتیجه رسیدم حرص خوره ارامش ملثه 😁
۶ سال پیش.
5ملس😐
۶ سال پیشآیدا
7رمان هیجانه اولیه رو داره از دست میده در حالی که جاهای حساسش هست؟؟؟ بهتر یکم عاشقانه ترش کنید نویسنده عزیز
۶ سال پیشسنا
12من که اصن امیدی به اینا ندارم
۶ سال پیشماهی
22به نظرم اینا عاشق هم که بشند اونقدری تعصبات دارند که فک نکنم تا قبل از محرمیت صحنه عاشقانه حساس داشته باشند
۶ سال پیشفاطمه
18اصن همه ی اینا به کنار دوست دارم بدونم حامی چطوری میخواد به این مادر فولادزره ابراز علاقه کنه 🧐😂💔
۶ سال پیشهستی
13خانم نعمت زاده لطفا دیگه به جاهای خوب رمان بپردازید به خاطر این رمان رمان دیگه ای نمیخونم
۶ سال پیشدختر مامان بابام
9کنید رمان هایی که دیر تر شروع به پارت گذاری کردن الان به ی جایی رسیدن ولی هنوز نمیدونیم که چی دست عموی آرامش هست با تشکر (ادامه 👇👇👇)
۶ سال پیشنازی
12آخی دلم سوختید برا آرامش 😢نچ نچ نچ این حامی اولا جیکشم در نمیومدها الان زبون درآورده آرامش باید یه قرار ملاقات با جانکو براش جور کنه
۶ سال پیشدختر مامان بابام
16موضوع رمان خیلی جالبه که برای اولین بار دختر پولدار تر و قدرتمند تر از پسره هست، ولی من به خاطر این رمان 5 ماه هست که هیچ رمان دیگه ای نخوندم و هنوز رمان به جایی نرسیده لطفا موضوع اصلی رو زود تر مشخص
۶ سال پیشریحانه
9عاقا اینا الان اینجورین بعد ازدواج چی میشن بدبختی اینه دیگه به هم محرم میشن این ینی میشن بلای جون هم آره؟
۶ سال پیشریحانه
9خونسردی تو حفظ کن والا فک کنم منم اون لحظه اون جا بودم کرک و پرم ریخته بود پرنده ها که جای خود دارن
۶ سال پیش!
18کوتاه بود ولی جذاب بدبخ ارامش سکته نکنه از دست حامی😑😂😂
۶ سال پیشزلزله
26حامی سیب مصنوعی گاز میزنی لو میری،شرط میبندی مار به جونت میندازه آرامش،صلح میکنین باز همو از خواب میپرونین😂😂اینا بچه هاشون چه موجودات عجیبی میشن؟؟😂
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آهوو
14من این رمان رو بشخصه خیلی دوست دارم😂عالیه شدیدن رو حامی کراش زدم این حامی چیزی از دانیال کم نداره هاا فقط موقیتش رو نداره