پارت دوازده :


عطا همان طور طور که پشت به من و برادرش ایستاده، می گوید:
-یه جوری میدوزی انگار داری لباس میدوزی، دلم ریش شد!!!
-از شما اراذل اوباش بعیده اینقدر دل نازک باشین!!
عطا بر می گردد اول به من بعد به برادرش نگاه کرد و پرسید:
-صنم الان به ما توهین کرد.
اعلا سرش را تکان می دهد.
-کار همیشگیشه.
-اول اینکه اراذل اوباش فحش نیست، شما واقعا هستین وگرنه هر روز با بدن زخمی نمی اومدین خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سمانه

    5

    میشه رمان های رایگان در هفته دو روز پارت گذاری بشه خیلی ممنون🙏

    ۵ ماه پیش
  • هیفا

    2

    موندم چرا رابطه ی اینا اینجوریه

    ۵ ماه پیش
  • م

    1

    مگه همیشه باهم تو اون خونه نبودن که میگه چون بالاست،یا اینکه سر اون دعوا هنوز نمی خواد روبرو بشه باهاش ؟ 🙏🏻

    ۵ ماه پیش
کپی شد!