پارت هفتاد و هفتم :

این‌بار وقتی پا به پله‌ی اول گذاشتم، حس کردم راهرو مرا می‌شناسد.

بوی نم و خاک مرده همان بود؛ همان هوای سنگینی که انگار در گلو می‌نشست و پایین نمی‌رفت. دستم ناخودآگاه به دیوار سنگی کشیده شد. زبری همان سنگ‌ها زیر انگشتانم بود، اما این بار جای بعضی از نقش‌ها خالی بود؛ گویی کسی بخشی از آن طلسم‌ها را با عجله تراشیده یا پاک کرده بود.

کمی جلوتر رفتم. طلسم‌های آویزان هنوز آنجا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Helia

    0

    کی پشت اون دیواره

    ۶ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    احتمالا اون مکان رو ساختن ک رد گم کنن کسی شک نکنه ک مادر فرداد رو اونجا زندانی کردن

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    3

    حس میکنم مامان فرداد اونجاست فکر کنم اسمش نرگس خاتون بود یادم نیست

    ۷ ماه پیش
  • سیتا

    1

    عاره بنظر منم مادر فردادِ🥺💔

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    نظر خوبی بود،چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    ساناز عزیزمم خستهه نباشیی بانودختت مثلل همیشهه معرکهه ستتت

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    شاید اعضای عمارت هم خبر داشته باشن؟

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    نمک برای جنا نیست؟تازه یاد اون سایه هایی هم افتادم که یه بار با فرداد و ارمان دید...و همچنین هومان

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    رمانای ساناز اینجوریع که تا لحظه ی اخر نمیتونی با قطعیت هیچیو تایید کنی

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اصلا پشمام ریخته....

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هیچ نظری ندارم که چی اونجاستتتت

    ۷ ماه پیش
  • سیتا

    0

    دلم برای فرداد تنگه برا شوخیاش نگاهاش مظلومیتش🤕💗

    ۷ ماه پیش
  • سیتا

    0

    دوس دارم زودتر راز پشت او دیوار برام آشکار شه حتی اگ برا همه عیان نشه برا ما بشه مردم از کنجکاوی🤒😂

    ۷ ماه پیش
  • سیتا

    0

    قلم ساناز عزیزم خیلیییی گیرا و معرکه س بی صبرانه منتظر ادمه هستم🥺🎀

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    0

    قمرالملوک خیلی مشکوکه.اصلا دلیل رفتار بدش با نگارین رو هم نمیفهمم هوففف خدا امشبو به خیر بگذرونه

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    0

    تو این عمارت داخل هر سوراخ یه معما پنهون شده و همین جالبش کرده🤌🏻

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    0

    چه فضای خفه ای داره عمارت همه چیز داره از قبل مشکوک تر میشه

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️