عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت پنجاه و هشتم :
فصل بعد
آنقدر با شهرام سر پوشیدن آن کت سفید پشمی بحث کردم که نفسم بند آمد.من عاشق آن کت و هدبند سفید بودم و شهرام می گفت در بیاورمش چون خیلی تابلو است و جلب توجه می کند. من اما قبول نکردم همان را با رژ قرمزی روی لبهایم، پوشیدم و زیرش بلوز کرم بافتنی و شلوار جین یخی به تن کرده بودم تا جلوه اش بیشتر شود.تا به باغ دختر نسیم خانم برسیم، آرایش و صورتم به هم ریخته بود و ناراحت بودم.داشت زهرمارم
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
Hana
2وای جای حساس تموم شدددد، پارت بعدم میشه لمشب باشه یعنییی
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
روزای زوجه عزیزم
۷ ماه پیشSajede
1نه این اصلا کار درستی نیست، کسی که به طرف مقابلش اعتماد نداره یا خیلی شکاکه این کارو میکنه، شهرامم میخواد چک کنه ببینه اون پسر واقعا کیه یعنی حسودی کرده...!
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا معلوم میشه
۷ ماه پیشFatemeh
0امشب پارت داریم مهشاد جون؟
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
جمعه ها پارت داریم عزیزم.ماشالا تو جنگم دنبال پارتید...می دونم که داستانو دوست دارید.اما خب شرایط عادی نیست واقعا...پارت گذاری هم دیر و زود داره.هرچند که تا امروز من تاخیر نداشتم اصلا
۷ ماه پیششیدا
2نمیری شهرام از حسودی و غیرت من غیرت اینطوری دوس دارم بدم نمیاد اما ن همیشه
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حسوود چه حسووودی
۷ ماه پیشSajede
1وای وای! مثل اینکه حسودی آقا شهرام گل کرده 😅دانشجوی دانشکده شونه دیگه چک کردن نداره جانم ولی فقط اون بخشی که آلاله حلقه دست نداخته بود تا تلافی کنه عالی بود عالی مرسی مهشاد جان خیلی خوب بود این پارت خسته نباشی🌹🙏
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت ساجده جونم
۷ ماه پیشمینا
0نه چک نکردم
۷ ماه پیشفاطمه
1حالا نمیشه یه پارت هدیه بدی نویسنده عزیز
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزم تو شرایط خیلی سختی می نویسم.همینم به سختیه
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1ممنون زیبا بود. ای فیروزه عقده ای خب اگرمیخواست که میگرفتت حالامیخوای بین اینارو بهم بزنی که خودت بیای جلو