پارت پنجاه و نهم :

گفتم: که مجوز بگیری هر روز موبایلم و چک کنی؟
گفت: نه! ولی تا وقتی تو عقد ازدواج منی حق نداری با مرد دیگه ای تو ارتباط باشی...خوشم نمی آد! مگه من ازین کارا می کنم که تو بکنی؟
دستش را کنار صورتم به درخت زد و با دست دیگرش اشاره کرد: موبایل و بده! زود!
دستش را پس زدم که از جایش تکان نخورد و چشم در چشم شدیم.
گفت: تا وقتی...
به مهمان‌ها نگاه کردم که آن سمت باغ می گفتند و می خندیدند و تنقلØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    1

    ممنون خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود. ای بابا دخترجون رودرخت میری نمیگی بیفتی یک چیزیت بشه

    ۳ هفته پیش
  • Sajede

    1

    یچیزی فقط الان اینی که میره نجاتش بده احتمالا شهرام خودمون نیست یا نه شاید یکی دیگس چون تو استوریا یه بار این صحنه رو دیده بودم....

    ۷ ماه پیش
  • ندا

    1

    مرسی تو این شرایط کنارمون هستی مهشاد جون چه بحثی پیش بیاد بینشون و جرقه اتفاقهای بعدی🤭🤭🤭

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزی ندا جون

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    خواهش گلم

    ۷ ماه پیش
  • مینو

    1

    هر جا هستین سلامت باشین

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ممنونم به همچنین عزیزم

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    0

    امشب پارت داریم؟؟؟؟؟ اخخخخ جوووون

    ۷ ماه پیش
  • ممنون از شما

    3

    ممنون از شما

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    ؛))))

    ۷ ماه پیش
  • مینا

    1

    اخی عزیزم چه دل مهربونی داره دخترمون. ممنون قشنگم که پارت گذاشتی دلمون وا شد

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    فدات مینا جون

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    1

    عااالی بود عاااالی مرسی مهشاد حووون

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزمی...

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    عزیزمی...

    ۷ ماه پیش
  • شیوا

    0

    حالا خودتو مث لیما نندازی پایین

    ۷ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    والا به خدا می بینی؟

    ۷ ماه پیش
  • زهرا

    1

    آخی عزیزمم

    ۷ ماه پیش
  • ممنون از شما

    1

    ممنون از شما

    ۷ ماه پیش
  • ممنون از شما

    0

    ممنون از شما

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️