پارت بیست :

صدای آرام اما مستحکم ابریشم سرخ سجاد را در حالت دفاعی خود فرو برد. با آنکه جان خواهرش در خطر بود، با آنکه راه فرار نداشت اما قرار بود مطمئن شود که همه چیز برایش آسان پیش نمی‌رود. این را به خودش قول داده بود. همان‌طور که صاف ایستاده و مانند رضا نچرخید تا دختر را ببیند، سعی کرد خودش را خونسرد نشان بدهد. اما فقط خدا می‌دانست چقدر اضطراب داشت!
طلوع با یک لباس ست چرمی که بلندایش تا مچ پای لا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • نیایش

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    هنوز جاهای باحالش مونده

    ۷ ماه پیش
  • پونه

    0

    آقا طلوع هرچی که هست یک زن قویه که این بهترین چیز توی دنیاست 😭😂❤️ مرسی ازت نویسنده جان بابت خلق این دختر قدرتمند 🫠

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    دقیقا از یه دختر قوی بترس نه از یه پسر قوی😂

    ۸ ماه پیش
  • پونه

    0

    دقیقااااا 😂

    ۸ ماه پیش
  • سارا

    0

    شت ، دختر گستاخ 😬☠️

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    پسر گستاخ ترجیح میدی یا دختر گستاخ؟

    ۸ ماه پیش
  • سارا

    0

    هیچکدوم ، یه پسر معقول و دختر باوقار😂

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    با کمال تاسف باید بگم رمان اشتباهی رو انتخاب کردی 😂

    ۸ ماه پیش
  • سارا

    0

    😂😂😂😂من بخاطر هیجانش میخونم 🫡😎

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    اهان پس بوگووو 😂

    ۸ ماه پیش
  • برکه

    0

    ایووووووووووووو چیزی ک نشون بده مال منی گگگگگگگگگگ زنیکه پیکمی پسر ندیده خفه شووو

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂 پسر جذاب ندیده

    ۸ ماه پیش
  • برکه

    0

    اخه همون رضا هم بد نیست این کلا سیرمونی نداره 😂

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂 نه میدونی فکر کنم چون سجاد مقاومت میکنه خوشش میاد😂

    ۸ ماه پیش
  • برکه

    0

    عا کره کرم داره ولی ی روی شیطانیم خوشش میاد از طلوع 😗

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    منم همین‌طور برکه جان منم همین‌طور😁

    ۸ ماه پیش
  • ɳαωเ

    0

    وویی تازه داشت جالب میشد ک😂😬

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂باید در اوج خداحافظی کرد

    ۸ ماه پیش
  • Arosha

    0

    پنج روز دیگه خیلییی دیره زود تر بزار پارت بعدیو پلیییییز🥺

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    یه هدیه هم چهارشنبه میدم خوبه؟

    ۸ ماه پیش
  • Mah

    0

    عالی با طعم پرتغالی❤️

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😁🌱

    ۸ ماه پیش
  • Arosha

    0

    مرسی عزیزم 💗

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قربونت

    ۸ ماه پیش
  • مهین

    0

    عالی میشه عزیزم

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😁🌱

    ۸ ماه پیش
  • یاسر

    0

    حیف ک رمانای دگ جذاب نیستن وگرن تو این بی اینترنتی واقعا میشد به عنوان وقت مفیدحسابش کرد مرسی از نویسنده ولسه این دوتا پارت سورپرایزی

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    قابلی نداشت رفیق 🖐😁

    ۸ ماه پیش
  • مهین

    0

    عالی بود قلمت مانا

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    تشکر🌱

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️