پارت بیست و ششم :

شب که از راه رسید، نازنین به پشت‌بام پناه برد؛ آنجا که محل قرار همیشگی با صامت بود، بر پله‌ای نشست و کنارش شمعی نشاند تا بغض‌های گره خورده به گلویش را سوزناک ببارد. هر قطره اشک شمع می‌شد خاکِ خشکی پای قدمش، ایستاده میماند؛ انگار هرچه آتش این شمعِ خاموش را می‌سوزاند، از اشک‌هایش قدرت می‌گرفت برای ایستادگی. درست مثل نازنین؛ او که گیسوی مواج ریخته بر شانه‌ها، پاهای برهنه‌اش جفت بر پل

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    معلومه که صامت حق نداره صاحب نازنین باشه

    ۳ ماه پیش
  • مهناز

    0

    پارت خیلی عالی ای بود👌

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ^^🤍

    ۴ ماه پیش
  • مهناز

    0

    مطمئنا چیزی مطابق میل نازنین پیش نمیره چون کیسان دل باخت

    ۴ ماه پیش
  • تیسراتیل

    1

    مثل اینکه قراره کلی از دست صامت حرص بخورم، دقیقا همون طرز فکری رو داره که ازش بیزارم! داشتن حس مالکیت و خودخواهی و ذهن بیمارگونه هر مذکری رو نفرت انگیز میکنه حالا میخواد عاشق باشه یا هرچی!

    ۵ ماه پیش
  • زهرا

    2

    بنظرم باید نازنین قید صامت و بزنه چون عشق و با هوس اشتباه گرفته حالم از صامت به هم خورد مردک بیشعور🙏💯🌱

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    0

    نفرین برآنان که هوس راعشق می نامند

    ۶ ماه پیش
  • macani

    0

    حس مالکیت ب کسی ک عاشقشی خوبه ول باید بخاطر عشقت بجنگی و فرار بدترین گزینس پس نازنین باید قید صامتو بزنه و بنظرم کیسان ی شخصیت کاملا متفاوتی با صامت داره و میتونه با گذر زمان ب راحتی دل نازنینو بدست بیاره

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قیدش رو بزنه؟ حالا مونده🫣

    ۷ ماه پیش
  • eensal

    1

    انقدر این رمان قشنگه که با خودم میگم اگر این رمان تموم بشه من باید چیکار کنم؟ رمان دیگه ای بعدش میشه خوند؟ عاشقتم نویسنده

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حالا کو تا تموم شه^^

    ۸ ماه پیش
  • eensal

    3

    حالم از مردای کنترل گر بهم میخوره ، به نظرم از همینجا کلک صامت رو باید کند ، هیچ جوره دیگه دلم باهاش صاف نمیشه

    ۸ ماه پیش
  • برکه

    2

    میبینم ک کیسان گره خورده ب ناز نگاه نازنین تا شهرشون دوید خوشم اومدددددددد لطفا پارت بیشتر بزار

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    کیسان و از دست دادیم^^

    ۸ ماه پیش
  • سرو

    0

    صامت که با حرفهاش همه چیز رو خراب کرد واز همینجا ضربه میخوره چون کیسان جور دیگه ای عاشق شده و احتمالا خواستن رو تو تصاحب کردن نمیبینه وای نازنین چه بد گیر می افتاده بین این دوتا

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    تا ببینیم بین این دوتا نازنین چیکار میکنه..

    ۸ ماه پیش
  • ساناز

    0

    خسته نباشی مهدیه جون عالی بود🌺خوبه که شخصیت واقعیه صامت داره رو میشه به نظرم نازنین هیچوقت کنار صامت خوشبخت نمیشه چون صامت قرار اون رو اسیر خودش کنه مثل بعضی از این مردایی که زناشون اجازه ی نفس کشیدن هم ندارن

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    درسته.. شخصیتاشون خیلی باهم فرق داره

    ۸ ماه پیش
  • میخک

    0

    چقدرناراحتم صامت نمیتونه حرف دلشوخوب بزنه بدترمیکنه ولی حیف این دوتا که جدامیشن اخرش کیسان بهش میرسه عاشق هم میشن

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    حالا بیا زود نتیجه نگیر، کی میدونه چی میشه..

    ۸ ماه پیش
  • سایه

    1

    سلام موضوع داستان تکراریه ولی قلم نویسنده بسیار قوی انتخاب کلمات و جمله بندیها عالی 👍👍 متشکرم

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    قول میدم متفاوته چون اصل داستان اصلا ماجرای ازدواج نیست، ممنون از نظرت🤍

    ۸ ماه پیش
  • اسرا

    0

    صامت داره با حرفاش نازنینو از خودش دور میکنم کیسان با یه نگاه دلداده نازنین شد صامت مطمئن باشه کیسان اونو بهت مفت نمیباز پسر صامت باید به عشق نازنین اعتماد میکرد

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    دقیقا.. اینکه به نازنین اعتماد داشته باشه خیلی مهمه، ولی اون رو از فرخ کمتر میدونه

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️