گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت بیست و هفتم :
کیسان بختیار؛ او که با بازگشت ناگهانیاش به دنبال نازنین پس از بیستوسهسال دوری از ولایت آبا و اجدادی، شده بود گرهای چون خوره افتاده به مغز اهل عمارت و آی مغزشان را میخورد. هیچ حرفی از علت آمدنش نزده و بلافاصله پس از استقبال متحیرانهی اعضای خانوادهاش که هیچ انتظار حضورش را نداشتند، به خلوت پناه برده بود. آنجا که نازنین روزی مهمانش شده بود، حال دیوارهایش زنده شده به تماشای صاحب
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
مبارکه^^
۲ هفته پیشمهناز
0خییلی رازآلود شد
۱ ماه پیشMbn
2من حدس میزنم که این فرخ وصیت پدرش رو دست کاری کرده و فقط هم کتایون میدونست چون اصلا چرا باید مهر پدربزرگ نازنین دست کتابون باشه🤔
۳ ماه پیشهستی
1فرخ یه سودی می بره از وصلت نازنین کیسان که معلوم نیست چیه
۴ ماه پیشمحیا
1کیسان از تند و تیزی نازنین خوشش امده فکر میکنم واقعا عاشق شده
۴ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
انگاری دل و داد رفت کیسان
۴ ماه پیشمحیا
1کیسان از تند و تیزی نازنین خوشش امده فکر میکنم واقعا عاشق شده
۴ ماه پیشاسرا
1من میگم فرخ دنبال اون مهرپدری حتمی یه رازی تواون مهرهست 🙏
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اون مهر مهمه واقعا🫣
۵ ماه پیشeensal
2نویسنده عزیز لطفا عکسای بیشتری از شخصیت ها مخصوصا کیسان و نازنین بزار
۵ ماه پیشفن همه
0دیگه کم کم دارم مطمئن میشم این وسط یه رازایی بین پدرو پسر هست وهمچنین فرخ به خاطر شباهت نازنین به کتایون وهمون قصه ی عشق قدیمیش میخواد هرجور شده نازنین باپسرش ازدواج کنه تازه به نظرم یه لجبازی عمیقی هم بین کیسان وفرخ داریم 😊😊😊
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
اگه شباهت نازنین به کتایون دلیل فرخ بود، اصلا یاسمین رو انتخاب نمیکرد قبلا🤔
۵ ماه پیشفن همه
0منظورم ازنظراخلاقی ورفتاربودکه به نظرم فرخ تازه داره اون روی جسور نازنین رو میبینه واینکه توی این سالها فرصت این آشنایی به این *** نبوده، وازاول چون یاسمین بوده دیگه همونونشون کرده چون فکر کنم گفتی اون زمان تازه نازنین به دنیا اومده بوده اگر حق انتخاب داشت ونازنین رو می شناخت اونو انتخاب میکرد😁
۵ ماه پیشاسرا
2مرسی مرسی بابت پارت هدیه دوست دارم خیلی زیاد😘😘😘😘😘😘
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قشنگم🤍
۵ ماه پیشاسرا
0واقعا حالم از فرخ بهم میخوره مگه در درباره کالا صحبت میکنه این کیسان زیادی مرموزه من فک میکنم اون قبلاً نازنینو دیده آخ یا نگاه عاشق شد نمیشه این پسر زیادی مرموزه به نظرم فرخ فقط دنبال مهر
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
یکی باید حساب فرخ رو بذاره کف دستش..
۵ ماه پیشزیبا
1ممنون بابت پارت هدیه عالی بود چقدر چهره صفورا قشنگه برعکس ذاتش کیسان هم خیلی مرموزه
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قربانت🤍
۵ ماه پیشبرکه
0شیرکُرعاشق شده ناجور ولی براکم نازنین جوری قرار پوست از سرت بکنه ک عشق کنی فرخ هم زیادی داره حرف میزنه مرسی ک ساکتش کردی
۵ ماه پیشسرو
1از صفوراهم خیلی بدم میاد خیلی سه نقطه است نکبت معلوم نیست چه پدر کشتگی با این خانواده داره دختره رو علیل کردی مادره روهم راهی قبرستون اگه میخای جلوی این ازدواج رو بگیری شوهرو پسرت روبکش
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
این زن دوباره حرصت میده پس..
۵ ماه پیشفاطمه زهرا
0پارت خیلی قشنگی بود نازنینم،خسته نباشی،بی شک گلگونه رخ یه رمانِ با ادبیاتِ فوق العاده ست،لیاقتت میلیونی شدنه با این قلم،خسته نباشییی💋✨
۵ ماه پیش
مهدیه فیروزی | نویسنده رمان
قربونت برم من🤍
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فرشته
0پسندمون شد آقا کیسان