پارت چهارده :

همین‌طور که دستام رو گرفته بود و با شستش روی دست چپم می‌کشید، پچ‌پچ کرد: «لازم نیست از من بترسی لیرا. من هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت بهت آسیب نمی‌زنم. همین الان بهت قول می‌دم که بقیه‌ی زندگی‌ام رو صرف این کنم که هیچ‌کسِ دیگه هم نتونه بهت صدمه بزنه.» این رو با یه قاطعیتی گفت که جا خوردم.

با شوک نگاهش کردم. قلبم داشت به تپش می‌افتاد ولی این‌بار حس می‌کردم از ترس نیست. گرما داشت از گردنم م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!