آلفای من به قلم شادی سالاری
پارت ششم :
از زبان آلفا ساروس
تمام روز کلافه بودم؛ هم از دست خودم، هم از دست آدمهای دور و برم. بیخودی سر همهی اعضای گله داد و بیداد میکردم. یکی زیاد کار میکرد، سرش داد میزدم که داری به خودت آسیب میزنی؛ یکی استراحت میکرد، بهش میپریدم که چرا تنبلی م ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

هستی
0جالب و عالی تا اینجا✨