پارت پنجاه و ششم :

*
بوی بادمجان‌های سرخ شده را عمیقا به مشام می‌کشم. بویش حتی از بوی پیازهایی که در حال سرخ شدن می‌باشند نیز دل‌انگیزتر است. چقدر خاله‌ی این دختر را دوست دارم؛ دختر درون سریال را می‌گویم. همان که از کمال، از عشقش جدا مانده. حمایت‌های بعضا زیرپوستی و بعضا آشکار این زن، عجیب به دلم می‎نشیند. زبان تند و تیزی هم دارد و از زدن حرفش نمی‌ترسد. بخش‌هایی از این زن، شبیه به مامان است؛ حواسش بÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آنههه

    0

    عالی مثل همیشه...فقط نگاهی به دل این منتظران پارت هم بکن ای گیان بن دل...

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    به گیان هم میرسم آنه‌ی عزیز . احوال رودخونه‌ی نقره‌ای چطوره.؟

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️