آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت شصت و چهارم :
(وانیا). کلاس فشن لوکس و هنر استایلینگ در فضایی متفاوت از تصورم تدریس میشد. سالن نورانی و لبریز از پنجرههای بلندی بود که نور خورشید را به درون راه میدادند.
طاق سالن بلند و لبریز از لامپهای خوشهای بود که از سقف آویزان شده بودند.
در سمت چپ سالن، دیوارها پوشیده از سنگ مرمر بودند و چندین مدل با پارچهی مات Ú
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
ارزو
3توی این رمان بیشتر از هرکسی از بابای وانیا متنفرم
۴ ماه پیشاریسا
8وانیا خدایی به لیو بیشتر میاد
۵ ماه پیشمهتآب
8لیو منو یاد رنگ مشکی و تاریکی میندازه . یه شخصیت متفاوته ... دارک و مرموز !
۷ ماه پیشHln
5من بمیرم برای دلت وانیا ، واقعا چی کشیدی تو دختر ، توی هر صحنه ی دیگه ای بود و *** بین شخصیت ها رو می دیدم ذوق میکردم و بالشت گاز میزدم ولی اینجا؟ نه ، اون مرور خاطره برای وانیا یه چیز فراتر از جهنم بود ...
۷ ماه پیشkmmm
3شخصیتا یکی از یکی جالب تر و جذاب تره 🫠🤌🏻 این قلم زیادی محشره
۷ ماه پیشN.a
4لیو خیلی جالبه
۷ ماه پیشسحر
6واقعا لیو، رو دوست دارم . خیلی برام جذابه !
۷ ماه پیشالهه
4لیو و وانیا>>>
۷ ماه پیش!.....
9این غیرقابل نفوذ بودن لیو رو دوست دارم . هیچ وقت نمیشه احساسات واقعیش رو فهمید . پشت نقاب بیخیال و شوخش قایم شده و این خیلی جالب ترش می کنه . کلا آدمایی که نمیتونی راحت عصبیشون کنی خیلی جذابن .
۷ ماه پیشآهو
6لیو تمام معادلاتم رو بهم زد👀لیو پسر دوتا شخصیت کااااامممملااااااا متفاوت داری !! و خب ... عاشقشمممم :))))
۷ ماه پیشمبینا
3"بذارفکرکنم..."چقدراین دیالوگ منویادمیلاد انداخت🥲
۷ ماه پیشمونیکا
3خانم فریدی عزیز ممنونم بابت پارت هایی که تو این اوضاع نوشتین 😘
۷ ماه پیشمونیکا
0باید از همون جایی که لیو قهوه ریخت رو وانیا میفهمیدیم چه آدمیه لیو خیلی خوبه 🥲 ولی چه اتفاقی برا وانیا افتاده خدا می دونه
۷ ماه پیشملورین
3انگار لیو رو زود قضاوت کردممم، ولی خب واقعا از اول خیلی مرموز بودددد
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

المیرا
3لیو برام جذابه واقعا، میرن هم خوبه خدایی، این وسط فقط با الیان حال نمیکنم.(میرن بعصی وقتا رو اعصابه ولی اکثر مواقع برام جذابه. الیان ولی جذاب نیست واسم، بدمم نمیاد فقط ی حالت خنثی داره انگار)