پارت سی و چهارم :

دانای کل
روی تخت دراز کشیده بود و تنه‌‌ی رده‌رده‌ی کش سر را میان انگشتان دستی که روی پیشانی گذاشته بود، می‌چرخاند. فکرش درگیر حرف‌های سرمه بود و سعی می‌کرد مثل او جورچین بچیند. دلش می‌خواست هرچه سریع‌تر بفهمد که نسرین چه اجحافی در حق مادرش کرده است؟ سرمه از عشق و خیانت می‌گفت. یعنی ممکن بود مهراب با نسرین به مادرش خیانت کرده باشند؟ با کمی فکر کردن به این نتیجه رسید که خیلی هم دو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    بسیار بسیار عالی واقعا از خوندنش لذت می برم دست گلت درد نکنه ملیکا جونم قلم بی نظیرت مانا💕🌸💕🌸💕🌸💕🌸💕

    ۵ ماه پیش
  • پروانه

    0

    خانم نویسنده یه خواسته ای دارم اگه پریزادد زنده باشه و امکان درمانش و غیره باشه میشه یه کاری کنین اخر رمان غصشو نخوریم؟ مثلا با میلاد جورش کنین اینطوری رنجایی که هردوشون کشیدن با این خوشبختیی کمرنگ تر میشه البته اگه روند داستانو همچینن موضوعی رو خراب نمیکنه

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اولا که خانم نویسنده قربون شما بره که انقدر دلبر و دقیق و مهربونی🥰😍 دوم اینکه نمیدونم چی میخواد بشه که👀😌❤️

    ۵ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اولا که خانم نویسنده قربون شما بره که انقدر دلبر و دقیق و مهربونی🥰😍 دوم اینکه نمیدونم چی میخواد بشه که👀😌❤️

    ۵ ماه پیش
  • پروانه

    1

    موقع خوندن متوجه یه عادت مشترک بین ادریس و شاهان شدم اینکه هردو موقع استرس یا دلنگرانی به جون مووهاشون میوفتن شایدد یه دلیلی و برهانی پشتشه مثلا رابطه پدر. فرزندی. که با شباهت شاهان و مهرااب یکمی جور. درنمیاد دقیق

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مرسی نازدار💜

    ۶ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    حدس میزنم شاهان پسر ادریس باشه!و اون کسی که دوستش داشته سیمین قطعا ادریس بوده قطعا که نه حالا هشتاد یا نود درصد

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    نمیدانم اطلاعی ندارم👀😁❤️

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    وای خدا چقد من عاشق این رمان شدم ❤️🥰😉 ممنونم از نویسنده عزیز با این رمان زیبا وعاشقانه و طنز که حال دل مارد کم بهتر کرد 😉🥰❤️💜

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مرسی از نگاه مهربونت عزیزم😍💜

    ۶ ماه پیش
  • شیدا

    1

    وای حسم میگه سیمین بانو عاشق پدر سرمه بوده قلمت مانا وپایدار ملیکا جون دسمریزاد با این رمان پرهیجان و آموزندت❤️💖

    ۶ ماه پیش
  • هیفا

    0

    منم یکی ازاون جان دل میخوام وی وی چه خوبن 😍

    ۶ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    جان دلمممم😂❤️

    ۶ ماه پیش
  • روانشناس آینده

    1

    ای خدااا چقدر شاهان و سرمه کنار هم قشنگن، جان دل گفتن های شاهان و شعری که خوند واقعا آب قند لازم شدم🥹🫀

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    بچه‌م خیلی نمکههه

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    0

    من که چشام قلبی شد😍 ممنونم🥰

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    قربونت برم اخه عروسک💋❤️

    ۷ ماه پیش
  • عاطی

    1

    ممنون ملیکا بانو💙 پارت پر و پیمونی بود ممنون که توی هر پارت سوالاتمون هم جواب داده میشه... چه جالب که سرمه،جان دل شاهان شد🙃 من یقین دارم شاهیار با کمک سرمه ترک میکنه احتمال داره پریوا به سرنوشت خواهرش دچار بشه..برای درمان سیمین احتمالش هست ادریس بیاد تهران یا نه؟

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دختر باهوش و خوش فکرر😍 لذت میبرم از خوندن کامنت‌هات✨💜

    ۷ ماه پیش
  • ریحانه

    0

    اونی که اخر پارت زنگ درو زد امیدوارم سهیل نبوده باشه خواهش میکنم ❤️ 🩹

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    ایح‌ایح👀😅

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    ای جان،جان دل ... خب پس یه بوسه خواستی و شش داد اره کلک؟😂😂😂

    ۷ ماه پیش
  • مرضیه

    0

    بهترینی دخترعالی بود😘😘😘😘🤩

    ۷ ماه پیش
  • نفس

    0

    وای تو بهترینی رمانت محشره من چندتا رمان می خونم ولی وقتی بیام سر برنامه اول رمان تورو می خونم براش هیجان دارم شعرا قشنگ بود جان دل گفتن شاهان نازوعشوه سرمه

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️