عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت چهل و چهارم :
موهایم به هم ریخته بود و از کسی سراغ اتاق آینه را گرفتم تا درستشان کنم و شلخته نباشم.هنوز گیج بودم و چشمهایم داشت می افتاد روی هم.انگار فشارم افتاده بود.می خواستم بروم توی اتاق و استراحت کنم و به هم ریختگی ام را درست.اتاق تاریک بود و هر چه کردم کلید برق را پیدا نکردم.یک صندلی و میز گوشه اتاق بود و همینکه وارد شدم کسی آمد و خفتم کرد.الکل بی حالم کرده بود و صدای دی جی نمی گذاشت فریادم به جایی ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
یلدا
2چرا حس میکنم کسی که تو اتاق با الاله بوده خوده شهرام بوده؟😑😑
۵ ماه پیششیوا
0خدا به آلاله رحم کرددددد خوب شد چیز دیگه نشد اگرچه همه چیش به هم می ریخت
۷ ماه پیششیوا
0مهشاد جون دلم داره می ریزه نمیشه الان ک صبه پارت بدی خواهششش می کنم می خوام ببینم تو قبر کوروش چی میشه تو خلاصه نوشته بودی بالاخره آلاله چی کار می کنه می ره یا ن
۷ ماه پیشچمران
1چطوری آیدا از آلاله عاقل وهمیشه تر🧐
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دیگه اینطوریاست
۷ ماه پیششیوا
1عالی عالی بود عشقی مهشاد جون
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم
۷ ماه پیشتارا
1بانو جان خسته نباشی پارت هدیه هم میذاری گلم
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزم فرداشب آن شاالله
۷ ماه پیشمینا
1وایی جریان مشکوک هست به نظرم
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
آفرین....مشکوکه! باهوشی ها
۷ ماه پیشSajede_17
1من یه حدسی دارم اونم اینکه که اون مرد که اومد بود تو اتاق آلاله تو تاریکی شهرام، چون بنیامین داداش شهرام هم اونجا بوده شاید بهش گفته که آلاله اونجاست و اونم با بنیامین به مهمونی اومده بوده.
۷ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
زیاد مطمئن نباشیددد
۷ ماه پیشچمران
1قلمتون پایدار پارت 🎁 بدین .خواهش🫠
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1بازخداروشکر بخیر گذشت بایک بوسه تموم شد کاربه جاهای باریک نکشید. ممنونم زیبا ودلنشین بود خدا قوت