کابوس پرواز به قلم زهرا زارعی
پارت شصت و دوم :
«هنوز این عادت رو داری. همیشه همینطوری بودی. هر وقت در یخچال رو باز میکردم، انواع مختلف دسرها بهم چشمک میزدن.» حامی با لبخندی که ردی از خاطرهای دور در آن بود، گفت و به یخچال اشاره کرد.
«واقعاً؟ یعنی... عادتم بوده؟» پرسیدم، لحنم پر از تردید و کمی هیجان. انگار دارم خودم را در آینهای ناشناخته میبینم.
«دقیقاً همینطوره.» تأکید کرد و با دست به سمتم اشاره کرد. «همیشه همین بود
لطفا صبر کنید...
