کابوس پرواز به قلم زهرا زارعی
پارت پنجاه و هشتم :
چطور آریو میتوانست کسی مثل همتا را با آن کار احمقانه از دست بدهد!
در برزخ دست و پا میزدم. نمیدانستم کجا هستم. تا وقتی رسیدم، هزار جور سناریو و داستان مختلف سر هم کردم که اگر پناه از من پرسید، جوابی داشته باشم، اما ذهنم خالیِ خالی بود. هیچ دلیلی نمیتوانست او را تحت تأثیر قرار دهد؛ این را صددرصد مطمئن بودم.
تا بلاخره به آن بیمارستان که در آن کار میکرد رسیدیم، همه چیز از ذه
لطفا صبر کنید...

bita
0دو پارت اخر خیلی ضعیف بودن نسبت به پارتهای قبلی، با این حال لطفا روزی چند پارت بذارین اگه امکانش هست