گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت پنجاه و یک :
*
خیابان شلوغ را قدم زنان رو به پایین طی میکنم. با اینکه باران نم نم میبارد و چتری همراهم نیست، عجلهای در به پایان رساندنش ندارم. گاهی برای تماشای تزیینات کریسمسی بعضی از مغازههای بزرگ و پاساژها میایستم و بعد از دقایقی دوباره به راه میافتم. دنبال ایدههای جذاب اما کم هزینه میگردم تا بتوانم برای تزیین کافهاش، به همدم کمک کنم.
نم نم باران برای لحظهای تند شده و درست

لطفا صبر کنید...

آنههه
0مری کریسمس😅🤣