آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت هشتاد و دوم :
چشمانم را باریک کردم و خندهای هیستریک از سر حرص و تنفر روی لبهایم نشست. با انگشت ضربه محکمی به شانهاش کوبیدم که بالا تنهاش کمی به عقب متمایل شد و با جدیت ادامه دادم:
_ پس واسه من این ژست شیک و شرافتمندانه رو نگیر. مهم نیست توی یه انبار ده متری باشم یا یه برج بیست طبقه... شماها منو دزدیدید تا ازم استفاده کنید. به رئیست بگو هیچ فرقی با اون حرومزاده نداره، فقط شاید کت و شلواراش گرون
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0تئو به عنوان یه زیردست زیادی زر زر میکنه،وای زمانی ببین رو چه کسی کراش زده بودم..افتضاحه این بشر😒
۳ روز پیشترنم
0اگه تارا فرار نمی کرد به شخصیتش شک میکردم هرچند باز ور دل نیک نژاده😂😔
۳ روز پیشترنم
0اَه این ورژن کیوان چقد ساکت و ترسناکه،این مگه همونی نبود میگفت برام پیتزا و کیک بپز؟😭😭
۳ روز پیشAida
0واای چرا اینجوری کردد واسه فرار فقط از این راها باید اجرا کنیی
۱ هفته پیشتارا
2من که میدونم کیوان تارا رو دوست داره و نمیتونم ثابت کنم بعدشم خیلی گوکولیه یکی روانی تر از خودش گیرش بیاد🥹🥹😂
۳ ماه پیشShaylin
4به نظر میاد ددی کایا با اون کت شلوار از چیزی که بنظر میاد وحشی تره 😍🤣
۳ ماه پیشAysan
6تئو چرا انقد حرف میزنه؟ نیازمند سکوت کردنش هستم🙏🏼
۳ ماه پیشمحی
0وای وای🤣🤣🤣🤣🤣🤣
۳ ماه پیشرها
4خب آرام که خواهر ایناست چرا تو عذابه این خیلی مهمه
۴ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
میفهمیم
۴ ماه پیشدنیز؛
4ترکیب تارا و کایا عالیههه😭😭
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
محشر😭
۴ ماه پیشسهره
11تئو به شکل بسیار زیادی رومخه واقعا روی اعصابمه اه
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عوضش بلک کارت داره😔😂
۶ ماه پیشسهره
4اه می خوام نداشته باشه رومخ متنفرم ازش
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
همونم نداره آخه 😂🤝🏻
۶ ماه پیشمقتول آوا هستم
1چرا تر میزنی به شخصیتی که خودت خلقش کردی برار؟ 🤣🤣🤣
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
تو نمیدونی ما چه دراماهایی با دستکشی فن ها داشتیم. اینقدر هیت به کایا میدادن، اونم بی دلیل. از اون موقع منم با تئو به مشکل شخصی برخوردم😂 البته الان همه دستکشی فن ها متنبه شدن و خبری ازشون نیست دیگه😔😂
۶ ماه پیشمقتول آوا هستم
4نباید با شخصیت مورد علاقه نویسنده در افتاد😭🤣🤣
۶ ماه پیشفن همه
1شرمنده که باید ناامیدت کنم چون یه تئو فن تیر به شخصه اینجاست وعقبم نمی کشه. درضمن چه جوری میتونید بگید چشای خاکستری،موهای باز کات مشکی ،ابروی خط دار کراش نیست خودایا چه بلایی سر جوونامون اومده🤲🤲🤲🤲😭😭😭🤣🤣🤣
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
تئو فن به خودی خود نور چشم ماست، مگر اینکه بخواد پای تئو رو بیشتر از گلیمش باز کنه😔😂
۶ ماه پیشتوتوفولوگی
0عه وا خاخور تو گیلکی؟
۵ ماه پیشمقتول آوا هستم
1نه خواخور گیلکی دارم🤣🎀
۵ ماه پیشهانا
0هانیی خوبی؟
۶ ماه پیشسهره
0هانا هانا خوبی بخدا مردم از نگرانی حالت خوبه چیزیت نشده خبری ازت نداشتم داشتم میمردم نه از تو خبری داشتم نه نرگس نه هانیه نه حدیث حتی آوا و باران هم
۶ ماه پیشباران
0خوبی هانیه جان؟ دستت چطوره؟
۵ ماه پیشنرگس
3تئو ب عنوان یه زیردست زیادی حرف میزنه آه کایا جونو نگا خودش هیچی نمیگه بعد این هی زر هی زر
۵ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
ایشالا پیش مرگ تارا شه🙏🏻
۵ ماه پیشمحرابی
0ممنون عالی مثل همیشه. خوب زدی دستکشی رو آفرین
۶ ماه پیشaysa
1یچیزی میشه سن همه ی شخصیت ها رو بگی آوا جون؟
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
تارا ۲۵ کایا ۲۹ یاشار حدود ۳۶-۳۷ بردیا حدود ۳۰ آهی حدود ۳۵
۶ ماه پیشaysa
1مرسیییی واقعا برام سوال بود سن هاشون
۶ ماه پیشنرگسم
1وای یاشار و آهی نزدیک ۴۰ سالتونه!! وقتشه زن بگیرن عروس حاضره :)
۶ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
نرگس حافظه ات :))) قبلا سرش بحث کرده بودیم 😭😂
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0خیلی خوب اریک رو بازی داد خوشم اومد واقعا..ابگین اریکم زیادی ساده و ترسو هس