آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت هشتاد و یک :
* * * * *
زندگی هم عجب فکاهی احمقانهای بود. فکرش را بکن... تمام عمرم گوشهای از ذهنم همیشه کنجکاو بودم که بدانم چه کسی هستم و پدر و مادر چه کسانی بودهاند.
اما حالا که میدانم... حالا که میدانم از خون قاتلانی جنایتکارم، آرزو میکردم که کاش واقعا رویا پردازیهایم حقیقت داشت و من فقط حاصل کثافتکاری یک شبه دو آدم احمق و بیمسئولیت بوده باشم.
مردی که گمان میکردم قلب خود را به م
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ترنم
0آخه تارا چرا همه چیزو پرت میکنی بزار باشن وگرنه خودت بعدا که جاهاز بیاری خونت مجبور میشی بخری😂😂
۳ روز پیشترنم
0ولی تو این مدت کیوان بهش دل بسته..فقط به ذره علاقه هم برا ما کافیه
۳ روز پیشترنم
0اریک جاش اصلا اینجا نیس بنظر خیلی سالم و مثبت میاد باید روانی باشه😂
۳ روز پیشترنم
0واقعا به کایا فک میکنم غمگین میشم،یادمه تئو رو تعقیب کردن و آخرش تئو هم اونو زد همش الکی بود،اون عمارت بزرگم مال خودشه
۳ روز پیشترنم
0از تئو و اریک به شدت متنفرم و معلومه که قشنگ در تضادن
۳ روز پیشAida
1الان این کیوانه داره راست میگه به تارا؟اگه راست بگه که خودش داشت کمکش میکردد
۲ هفته پیشNina
5اریک تو این جمع زیادی سالم و در تضاده👁👄👁
۴ هفته پیشکارا
1هی دارم میگم خدایا تئو دیگه کیه😂😂😭 بابا باید بگیم همون مرتیکه کچل یا دستکشی باور کنید اینا بهش بیشتر بیاد 😂😂
۳ ماه پیشکایا
0هی دارم میگم خدایا تئو دیگه کیه😂😂😭 بابا باید بگیم همون مرتیکه کچل یا دستکشی باور کنید اینا بهش بیشتر بیاد 😂😂
۳ ماه پیشکارا
0الان تنها کسی که بهش اعتماد دارم تاراست 🙂 ولی من که میدونم کایا دلشو باخته حالا چه به اشتباه چه هرچیزی ولی داداااش کوتا ییا دخب 😂
۳ ماه پیشکارا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
Aysan
7این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
طنین
1زااارتتت🤣🤣🤣🤣🤣
۳ ماه پیشShaylin
1منم همین نظرو داشتم و به خودم و خودت میگم که واقعا زاااارت
۳ ماه پیشHamraz
10اریک تو بین این روانیا چیکار میکنی😭😂
۴ ماه پیش
آوا موسوی | نویسنده رمان
عشقمه🤣😭
۴ ماه پیشftm
5این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

آوا موسوی | نویسنده رمان
😂😂💔
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ترنم
0تارا اصلا هیچ حسی به خانوادش نداره و کیوان میخواد با کشتنشون اذیتش کنه؟