پارت هشتاد :

چرا؟ چرا من؟ پس آن همه داستان سرایی چه؟
فقط می‌خواست مرا از خانواده‌اش دور کند؟ اگر مرا می‌کشت راحت تر نبود؟
_ من... کجای قصه‌ات‌م؟
صدایم از عماق حنجره‌ام بیرون آمد. حتی شک داشتم که صدایم به گوشش برسد، اما رسید.
چشمانش به سمت من چرخید. نگاهش گورستانی بود که درونش همه چیز مرده بود. مردمک‌هایش چنان مات و کدر بودند که شک داشتم این همان چشمانی باشند که دیشب درونشان ستاره ها مÛ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Yana

    0

    انقد روانیم که الان گه فهمیدم کایا روانیه و آدم بده هم هست تازه یکم ازش خوشم اومد😔

    ۳ هفته پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    چقدر بد💔

    ۳ هفته پیش
  • ترنم

    0

    میگم آخه کایا اون قسمت آسیب دیده اش بود یعنی درواقع به این می رسیم که خود واقعیشو به تارا نشون داده😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    یعنی با خود تارا کاری نداره فقط میخواد پدرشو جلو چشمش بکشه؟برا تارا اهمیتی داره؟اون چند بار گفته من به اونا تفم نمیدازم

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    فقط اونجایی که صندل هاشو گذاشت برا تارا..الان به بعد دیگر از کایا دل ببندم؟😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    منو باش فکر میکردم که دیالوگاش عاشقانه و خفنن و اینا نگو همش کشک بود انقد حرص میخورم

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    3

    آخه پدر اون عوضی بود ولی تو عوضی نباش کیوان،اصلا من کایای کیوت رو میخوام

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من روانی شدم بهتره برم بخوابم و به مغزم استراحت بدم برا امروز کافی بود واقعا مغزم داغ کرده😭😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    1

    بیچاره تارا..داره تاوان گناه پدری رو میده که به بار ازش مهر و محبت ندید،چرت این شخصیت اینقد بدبخته؟😭

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وای وای از سلیقه موسیقیت نگم..کریس گری چقد به پارتات میاد😭✨

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    میدونستم این کایای گوگولی نمیخوره تو رمان راز آلود و دارک رومنس باشه😭

    ۲ ماه پیش
  • Aida

    0

    من دیگه رد دادمم آخه چراا این بچه گناهش چی بودد چه بازیگریهه این کیوانن

    ۲ ماه پیش
  • Nina

    4

    وای بچه صندل هاشو گذاشت واسش😭 و من چقدر عاشق کاراکتر های روانی، متناقض و بی ثباتم🤡

    ۳ ماه پیش
  • محی

    1

    آخیییی من ک می دونم اینجا کلی خودشو فحش داده تازه بچم صندلاشو هم گذاش برا تارا

    ۴ ماه پیش
  • کارا

    1

    این بشر حتی در حالت روانی بودنش هم نگران تاراست عادیه که با روانی بودنش دارم کنار میام یا نه ؟؟؟

    ۵ ماه پیش
  • Shaylin

    1

    اووف لعنتی چه شودددد من از تاریخ سلیطه انتظاراتی دارم روی سلیطت رو نشان مان بده ها ها ها😁

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️