پارت دویست و بیست و هفتم :

- خیلی خب، من دارم میام عشقم!
پوفی از سر کلافگی کشیدم.
حالا بیا دیوونه داری کن...
گوشی رو قطع کردم و دست به سینه نشستم.
واقعا چه فکری با خودم کردم با این همراه شدم؟
خدایا، سرنوشت ملت و با پول و داف پر می‌کنی، سرنوشت منم با یه ممد خر!
چیزی تو دست و بالت نبود این رو تو زندگی من انداختی تا وقتی که شاهزاده بیاد یا همین می‌مونه؟
با همه نمی‌پره که می‌پره...
خر نیست که هست...

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!