کابوس پرواز به قلم زهرا زارعی
پارت سی و ششم :
چه آهنگ خوب حرف دلم را می گفت! آره، من به ظاهرسنگدل بودم، اما دلم برای صدای پناه لک زده بود. برای شنیدن صدای زنگش دلتنگ شده بودم. دوست داشتم خودش بهم زنگ بزنه و ازم کمک بخواد، اما این خیال خامی بود. از اخلاق پناه خبر داشتم؛ میدانستم که فکر میکند ممکن است مزاحم کارم شود، بهخاطر همین همیشه ملاحظه میکرد و زنگ نمیزد. ولی کاش اینقدر ملاحظهٔ کار مزخرف من را نمیکرد. وقتی اینطور مÙ
لطفا صبر کنید...
