کابوس پرواز به قلم زهرا زارعی
پارت سی و چهارم :
دستم را لای موهایش بردم و نوازششان کردم. موهایش را دوست داشتم، لطیف و نرم بود. نوازش کردن موهایش فانتزیهایم را برآورده میکرد. با موبایلم از دستهایم که لای موهایش بود، عکس گرفتم.
همانطور که چشمهایش بسته بود، آرام گفت: «بریم؟»
«کجا؟»
«بیرون دور بزنیم.»
«بشینیم، خوش تر نیست؟»
«چرا، ولی من نبودم، میخوام جبران کنم.»
«باشه پس.»
«بریم.»
بعد از قفل کردن د
لطفا صبر کنید...
