پارت چهارده :

سمیه گفت: وا رکسانا جون این چه حرفیه؟ میگم با مادرم حرف زدن واسه جمعه شب قرار گذاشتن. لابد خودش می‌خواسته دیگه.

رکسانا گفت: بار اول نیست خونواده ش قرار می‌ذارن. هیچ کدوم از این قرارهارو یاسر نمیره. بعدم انقدر دختر همه‌ چی تموم زیاده که.

خیلی ضایع رساند که منظورش خودش است. در دلم یک سینی پر از خاک حواله ی سر جفتشان کردم. چه قدر با دعوا کردن سر یک پسر شخصیت خودشان را پایین می‌آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!