ناتوان مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت سی و یک :
فصل سیویک
کای
تمام روز آخر در جنگل زمزمهها به جستوجوی راهی برای فرار از آنجا میگذرد. اواخر بعدازظهر است که یک نظارهگر دقیقاً در میانهی کباب کردن خرگوشها ظاهر می-شود و حسابی حواسمان را پرت میکند. آن دختر جوان، قبل از ناپدید شدن در انبوه درختان، فقط یک تکه کاغذ تاشده را روی کندهی درخت کنارمان میاندازد.
همانطور که انتظار میرود، یادداشت رمزآلود و مبهم است.
لطفا صبر کنید...
