ناتوان مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت سی :
فصل سی
پیدین
جای تعجب نیست که به حرفش گوش نمیدهم. به محض اینکه از نشستن روی آن کُندهی لعنتی بیحس میشوم، برمیخیزم و اطراف آتشمان میچرخم. آب سرد نهر را به صورتم میپاشم و اجازه میدهم سرما به پوستم بنشیند. بعد، کنار آتش روی زمین سفتی که خیلی خوب میشناسمش، دراز میکشم.
از تماشای اینکه کای جسد سیدی را روی شانهاش میاندازد و میرود، سر باز میزنم. نمیدانم کجا میب
لطفا صبر کنید...
