پارت شصت و نهم :

نفس در سینه‌ام حبس شد، انگار تمام هوای نمور و سنگین گلخانه را یک‌جا بلعیده باشم. نریمان در چارچوب در ایستاده بود؛ سایه‌ای بلند و تیره که نور کم‌جانِ باغ را سد کرده بود. غبارِ معلق در فضا، دورِ اندامش می‌چرخید و بوی عطرِ تلخ و سردش، مثل فاتحی بی‌رحم، بر بوی خاک و پوسیدگیِ گلخانه غلبه می‌کرد.
نگاهش سنگین بود. نه خشمگین، که چیزی ترسناک‌تر؛ نوعی ناامیدیِ مقتدرانه. چشم‌هایش از روی نگ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • شیرین

    0

    نریمان چهره اش خیلی زشته اه با اون کت بلندش

    ۷ ماه پیش
  • ساناز لرکی | نویسنده رمان

    عکسها رو برمیدارم کلا

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    0

    چرا پاک کنی قرار نیست چون ینفر خوشش نیومده تو خوشت نیاد. درسته نظر آدما مهمه ولی نه همیشه ،اهمیت نده به بعضی چیزا،مرسی بابت پارت💗

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    وای ساناز جون چرا ناراحت شدی،برنداری خیلی هم قشنگن،من هرپارتی ک میخونم بازم عکسارو نگاه میکنم

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    0

    ولی من عاشق این زوج فرعی شدم نگارین و زال عجیب به دلم نشستن شاهدخت و پیانیست🥲🎹

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    0

    یکی از تئوریام این بود نریمان پسر قوام نباشه اما خیلی شبیه همن و این غیر ممکنه

    ۷ ماه پیش
  • Zinb

    1

    تا حالا که نریمان صد هیچ همشون رو زده از بس خوبه این مرد، ولی خب همه سفید سفید نیستن🙄

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    هومان چی شد چرا نمیاد؟منتظرش نیستما،همینجوری پرسیدم☺️

    ۷ ماه پیش
  • موفرفری

    1

    چ پارت قشنگی بود با این اهنگه قشنگ ترم شد :)) مرسی ساناز پارت طولانی بود

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    سانازممم پارت بینظیرییی بوددد😭✨🛐🛐

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    نریمان واقعا خانزاده ی خوبیه،هیچوقت بوی تحقیر رو نسبت به بقیه ندیدم

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اجرهایی که خودشون اشتباه سرهم گذاشته بودن ریختن🥲

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    بنده هومانو بیشتر دوست دارم،ولی نریمانو رخساره به همدیگهه میانن

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    نریمان خیلی خوبه...خیلی مرده

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    چقدر پارت قشنگی بود...تمامی لحظات توصیف داشت و فقط جنبه ی داستان طور نبود

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هومانن بچمم کوو پسس،رخسارهه یکممم به اون بدبخت که بخاطر تو رفته فکرر کنننن

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    از از روزی که بفهمه بانودخت قراره چکار کنهههه

    ۷ ماه پیش
  • Zahra

    3

    نریمان امیدوارم یکی و پیدا کنی که زندگی خوبی داشته باشید بازم میگم بانودهت واسه فرداد عزیزم هست و تماممم.

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️