پارت هفتاد :



نریمان با آن قد و قامت کشیده که حتی خستگی هم نمی‌توانست خمیده‌اش کند، کنار تخت ایستاد. دستش را پیش آورد، نه آن‌طور که اربابی به رعیتش لطف می‌کند، بلکه آن‌گونه که هم‌رزمی به هم‌رزم زخمی‌اش یاری می‌رساند. بازویم را گرفت. گرمای دستش از روی پیراهن نازک نخی هم حس می‌شد و تضاد عجیبی با سرمای نگاهش داشت.

کمکم کرد تا روی تشک ابریشمی بنشینم. وقتی وزنم را روی تخت انداختم، تشک ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Negar

    0

    خوبن همشونا،ولی فقط فرداد.لطفا ناامیدم نکن در آینده پسر.زال چقدر عکسش کیوت و قشنگه

    ۶ ماه پیش
  • Zinb

    3

    این دیگه مثلث عشقی نیست لوزی عشقیه😂💗

    ۸ ماه پیش
  • ماهرخ

    5

    اولین بار هر ۳ تا شخصیت داستان دوست داریم به دخترمون برسن حالا چیکار کنیم 😅

    ۸ ماه پیش
  • موفرفری

    2

    دلم برای این ۲تا برادر میسوزه یعنی تهش کی میرسع ب این دختر من میگم طاهر و خانوادش اون روستایی های پدرش رو اذیت کردن یا انداختن بیرون هرچی هست خوب نیس :// مرسی سانازم بیشتر برامون پارت بزار❤🦋

    ۸ ماه پیش
  • Zahra

    2

    اخ اخ بچم فرداد چی کشیده اون شب قدر بدون رخساره خانوم هومان که اون سری گفت طاهر زده زیر حرفش الان یه چیز دیگه میگه

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    2

    فک کنم طاهر با مادرش مردمو اذیت میکنن ، خواستن فقط رخساره دور بشه ،،،ولی من طاهرو خیلی باور داشتم ..

    ۸ ماه پیش
  • سیتا

    3

    همیشه همون که باورش داری باوراتو نابود میکنه :)

    ۸ ماه پیش
  • پرنیا

    0

    تا ابد حق👍👌

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    یا طاهر نامردی بزرگی کرده ،یا بلایی سرش اوردن،چیز دیگه ای ب ذهنم نمیرسه

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    دیدی فرداد ولش نکرده بود و دنبالش گشته بچم😍😍😍

    ۸ ماه پیش
  • سیتا

    0

    هعییی امان از درد فرداد🤒🫂

    ۸ ماه پیش
  • سیتا

    2

    حتی قمرالملوک هم بیشتر از هومان به دل میشینه نمیدونم چرا این بشر انقد حال به هم زنه :/

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    چه معنیه اهنگ بهش میخوره🙂

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    مرسی ساناز جان،پارت بسیار محشری بود💕✨

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    خیلی دردناکه سه برادر عاشق یه نفر بشن😭😭

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اخی...اونجایی که زانو زد جفت تختش😭🛐🛐🛐

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    من طاها رو خیلی قبول داشتم...ولی حرف هومان رو ترجیح میدم به طاها...حالا میخواد اشتباه باشه🎀

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️