پارت چهارده :

از پشت پرده‌ی تار نم، کتایون را دید که مردمک زیر انداخته تا چهره‌ی پنهان نوشاد در آغوش خواهر دوقلویش، محکم اندک بزاقش را قورت داد بلکه سد بغض را با موجی وحشی بشکند و دستی که کفش ذق‌ذق می‌کرد کنار تنش مشت، آتشی از ته دلش گر گرفت تا مغز استخوانش را سوزاند و لاله‌ی محبت از ترک‌های دشت خونین قلبش جوشید و به هوسش انداخت تا مادرانه پسرش را از آغوش نازنین پس بگیرد و سرخی رد دستش بر صورت او را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    یه روزی نازنین نوشاد رو به زندگی برمیگردونه

    ۳ ماه پیش
  • Zeynab

    0

    چقدر دل نوشاد شکسته بیشتر به خاطر رفتار کتایون عذاب می کشه تا عشقش به فرانک

    ۶ ماه پیش
  • لیلی

    0

    من داستان رو نمیدونم خوشبختانه یامتاسفانه اما ازعمق وجود درک میکنم...

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    2

    عجب دوقلوکه هر۲عاشق خواهربردارشدندالبته نمی دونم چرابه عشق صامت شک دارم 🤔🙏

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    انقدر این صامت مشکوک میزنه🤔

    ۸ ماه پیش
  • فن همه

    1

    این پسره اعصابمو ریخته به هم یه جوری حرف میزنه انگار هرکی پول نداشت باید بره معتاد بشه آدم خودشم باید تلاش کنه والا همه که از ارث باباشون نمیخورن البته که پول مهمه ولی یه کم عزت نفسم خوب چیزیه

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    نوشاد عقلش رو گذاشته خاک بخوره، به من ببخشش

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    چقدر رابطه ش با نوشاد خوبه منو داداشم روزی ده بار همدیگه رو لعنت میکنیم✨

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    گاها لعنت داداش از عشقش محبت‌آمیزتره🍃

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    2

    زارت به همه ی حرفات نازنین بانوجان✨🛐🛐

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    سرنوشت متاسفانه یا خوشبختانه نمیزاره😂💔

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    وا من که یاسمین نیستم ناراحت شدم از حرفاش چه برسه به یاسمین😐

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    چقدر دیالوگا قشنگ بودن،خیلی خوشم اومد نمیدونممم از کدوم تعریف کنم انقدر خوب بودن

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    اخی الهی نوشاد پشیمونه

    ۸ ماه پیش
  • زیبا

    2

    عالی بود مرسی ❤️ نوشاد و دوسش دارم کاش بتونه به زندگی برگرده

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️