ماه زخمی به قلم روژان کاردان
پارت صد و بیست و هشتم :
رفتم دوش گرفتم و اومدم بیرون.
موهامو با حوصلهی نصفهنیمه خشک کردم، از توی چمدون یه قرص خواب پیدا کردم، انداختم بالا.
همونطور که بدنم هنوز گرمِ آب بود، دراز کشیدم.
چشمام سنگین شد… و دیگه نفهمیدم کی خوابم برد.
با یه بدندرد عجیب و کوبنده بیدار شدم؛
از اون دردایی که انگار خواب، مهربون نبوده، فقط خاموشت کرده.
چشمامو نیمهباز کردم، سقفو نگاه کردم، بعد دیوارو، بعد پنØ
لطفا صبر کنید...

الناز
0انگار همه چیز داره بهتر میشه البته اگه نامادری سیندرلا بذاره