کابوس پرواز به قلم زهرا زارعی
پارت شانزده :
« *روشنای زندگی من»
"از زبان: پناه"
اصلا چه اتفاقی افتاده بود، من چه کار کرده بودم! این شناسنامه من بود که حالا اسم یک مرد در آن آمده بود! آن امضا در آن دفتر بزرگ جلد قرمز با دستهای خودم زده شده بود. من واقعاً عقد کرده بودم!
به سالنی که کمتر از یک تالار عروسی نبود، خیره شدم. به گلدانهای پایهبلند، به لیلیوم و ارکیدههای سفید و به سفره پرزرقوبرقی که پهن شده بود. من اینجا
لطفا صبر کنید...

M.D.M
0خیلی مشکوک هست حامی کاملا می دونه کی روش انتخاب کرده پس معلومه داره نقش بازی می کنه درسته عاشقش شده ولی بقول خود حامی خورشید پشت ابر نمیمونه